آسیبشناسی الگوهای بومی شهرسازی در قوانین و مصوبات کشور ایران با استفاده از آرا و اندیشههای ماکس وبر
نویسندگان
1 دانشجویدکتری، گروه شهرسازی، دانشکده شهرسازی، پردیس هنرهای زیبای دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه معارف اسلامی، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران.
doi
10.22075/aaj.2024.32982.1198چکیده
طی سال های اخیر و به ویژه پس از انقلاب سال 1357 هـ. و با توجه به ماهیت اسلامیِ انقلاب، تلاش سیاستگذاران و برنامهریزان بر این بوده تا با استخراج مولفهها و معیارهایی از متون دینی و شیوه زیست مردم ایران، الگوهای بومی مبتنی بر سبک زندگی ایرانی-اسلامی معرفی کنند. این الگوها به تدریج در اسناد فرادست کشور جای گرفته و به قوانین و مصوبات مرتبط با حوزههای تخصصی شهرسازی و معماری راه یافتند. سوال اصلی این پژوهش چگونگی استفاده از روش ماکس وبر در مطالعات جوامع شهری و بهره مندی از فرایند روش تفهم وبری و ارائه نمونه های مثالی در پیوند امر خاص و عام برای احصای دایره علمی مشخص، در جهت نقد الگوهای شهرسازی ارائه شده در قوانین و مقررات در کشور ایران است؟ تا با استفاده از این منظر، هم از نگاه وبر به سکونتگاههای شرقی فاصله گرفته و هم به آسیبشناسی و نقد سازوکارهای تولید الگوهای بومیِ شهرسازی کشور در قالب قوانین و مصوبات جاری پرداخته شود. بدین منظور، راهبردهای 8 سند رسمی کشور در حوزه مسائل کلان شهرسازی و معماری، با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی و در بستر نظریات وبر، آسیبشناسی شده و مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان می دهد بیشتر الگوهای شهرسازی و معماریِ معرفی شده در اسناد رسمی کشور، محتوای ایجابی کمی دارند و اندک موارد ایجابی و اثباتی، از تعاریف مشترک و روش شناسی علمی مناسب برخوردار نیستند. همچنین بیشتر موارد ذکر شده در اسناد، کلی و متمایل به نسبیگرایی هستند و در مجموع نمیتوانند یک نمونه مثالی منسجم از الگوی بومی مد نظر ارائه کنند. بهره مندی از روش وبر در مطالعات جامعه شناسی تاریخی شهرهای ایران، می تواند افقی جدید در ارائه الگوهای قابل اتکا در جهت رشد و ارتقای حوزه دانش شهرسازی کشور ارائه نماید.