زبان بصری مَحاجِر در کوفی تزیینی
نویسندگان
1 استادیار گروه پژوهش هنر، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 استاد گروه ارتباط تصویری، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری پژوهش هنر، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22059/jfava.2015.57014چکیده
صورتِ بصریِ نوشتار، نهتنها مفهومی جدا از عبارتِ نوشتار دارد، بلکه متفاوت با تصویر درک میشود. بر این اساس، نخستین بار برای تحلیلِ دستنوشته، اصول و نشانههای ویژۀ گرافولوژی را مطرح کردهاند. به نظر میرسد در نخستین تفاسیرِ حروفِ مقطعه نیز از روشی مشابه گرافولوژی استفاده شده است. از این رو، احتمال میرود با بهرهگیری از این تفاسیر و به کمک اصول گرافولوژی، بتوان گوناگونی خط کوفی تزیینی را تحلیل کرد؛ بهخصوص که در پژوهشهای پیشین، کمتر به زبان بصری نوشتارِ کوفی اهمیت دادهاند. در مقالۀ حاضر، انواع مَحاجِر کوفی تزیینی به روش توصیفی، تاریخی و تحلیلی ارزیابی میشود تا بخشی از زبان بصری کوفی تزیینی، یعنی حروف روزنهدار تا حد امکان بیان شود. بدین منظور، ابتدا بر مبنای توصیف و تحلیلِ فرم و ساختار مَحاجِر در کوفی ابتدایی، امکانِ وجود دو رویکرد «کمالگرا» و «وحدتگرا» در طراحیِ تزییناتِ مَحاجِر پیش رو نهاده میشود. سپس تحت عنوان این دو رویکرد، انواع مَحاجِر تزیینی توصیف و تحلیل شده و خاستگاه تحولات فرمی آنها در تفاسیر تاریخی حروف مقطعه و اندیشهها و تشبیهات حروفی برخاسته از این تفاسیر جستوجو میشود. در نتیجه، با دستیابی به نشانههای نمادین حروف، زبان بصری مَحاجِر کوفی تزیینی تا حدی گشوده میشود.