بررسی بسترهای شکل گیری بحران در سوریه از منظر نظریه محرومیت نسبی
نویسندگان
1 دکترای جامعه شناسی سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانش آموخته ارشد علوم سیاسی،دانشگاه آیت الله العظمی بروجردی (ره).
3 کارشناس ارشد روابط بینالملل، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران
doi
10.2783.4999/CSIW.2306.1254.3.26.3چکیده
منطقه خاورمیانه با موقعیت ژئوپلیتیکی ویژه همواره برای قدرتهای بزرگ حائز اهمیت بوده است، همچنین کشورهای این منطقه نیز مهد بحران های مهم منطقهای و زمینههای تنازع آن را به طور مداوم فراهم نمودهاند. کشور سوریه به عنوان یک بازیگر خاورمیانهای و موقعیت استراتژیکی ویژه که در اتصال سه قاره آسیا، اروپا و آفریقا نقطهی حساس محسوب میشود با دارا بودن موقعیت داخلی خاص اعم از تنوع قومی، نژادی و مذهبی این کشور را مستعد بروز بحرانهای قومی، مذهبی و نژادی قرار داده و کوچکترین بیثباتی سیاسی در این کشور به یک بحران عظیم ختم خواهد شد. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به دنبال پاسخگویی به این سؤال است که بسترهای شکلگیری بحران در سوریه چگونه بوده است؟ در پاسخ به این پرسش این فرضیه بررسی شده است که توزیع متفاوت قدرت سیاسی و منابع اقتصادی در بخشهای اقلیت و اکثریت جامعه سوریه باعث بروز تعارض گردیده است که بر اساس چارچوب نظری محرومیت نسبی بررسی میشود.