پوشش به مثابه ی هویتی برساخته (مطالعه ی موردی: ناصرالدین‌شاه قاجار)

نویسندگان

1 دانش آموخته کارشناسی ارشد، گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

2 استادیار، گروه طراحی پارچه، دانشکده هنر، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

doi
10.22075/aaj.2021.24325.1114
چکیده

در طول تاریخ و در اجتماعات انسانی اطلاعاتی که به‌ وسیله پوشش منتقل ‌می ­شده در خدمت شکوه و عظمت اشخاصی برجسته قرار‌داشته‌است. استفاده از پوشش در معرفی هویت و بیان روحیات اشخاص وسیله­ ای خواهد بود که قطعاً در دستان اصحاب رسانه قرار دارد، چراکه ذهنیت مخاطب قبل از سخن‌گفتن به وسیله دیدن و قضاوت محیط پیرامون آغاز‌ می­ شود. شیوه بیانگریِ لباس­ بر ادراک مخاطب از مقام و منزلت فرد و نیز نحوه شکل‌دهی به مولفه­ هایی چون سلطه و هژمونی در فرهنگ دیداری مردم پرسش اساسی این تحقیق است. روش تحقیق در این مقاله با گردآوری اطلاعات اسنادی صورت ‌می ­گیرد و از روش توصیفی– تحلیلی استفاده شده، هم­چنین این تحلیل بر مبنای نظریه گفتمان قدرت میشل فوکو شکل‌گرفته و به واسطه سازوکار قدرت در پوشش اشخاص در دوره اسلامی و به طور ویژه به ناصرالدین­ شاه قاجار مورد بررسی قرارگرفته و به روند ادراک مخاطب در چگونگی ظاهر شدن لباس در نقش هویت آنان پرداخته‌است. تغییراتی که ویژگی­ های بصری در لباس افراد اجتماع در دوره ناصرالدین‌شاهی موجب شد گواه بر تاثیر و تسلط هژمونی فرهنگ غربی بر ذهن افراد دارد که دقیقا هدف کلی این تحقیق می‌باشد. اهمیت پوشش و حفظ هویت در ذهن مخاطب از نتایج این پژوهش است. نتایج حاصل از این پژوهش موید آن ‌است که لباس چگونه در نقش هویت یک جامعه ظاهر می­ شود. مولفه ­های بسیاری جهت بیان قدرت در لباس­ ها موثرند، بیانگری لباس که در ساختن هویت جامعه نقش مهمی داشته و ویژگی­ های فرهنگی هر دوره را نشان ‌می ­دهد و بهره گرفتن از رسانه در هر دوره به‌ وسیله افرادی خاص صورت ‌می‌گیرد که اصحاب رسانه­ اند و قصد دارند از زبان بصری پوشاک خود به کسب قدرت و شأن و مقام در اجتماع دست ‌یابند.