نوموس، محور مقاومت و نظم منطقه‌ای در غرب آسیا

نویسندگان

1 دانشیار علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه گیلان، گیلان، ایران

2 استاد مدعو علوم سیاسی و روابط بین الملل دانشگاه گیلان، گیلان، ایران

doi
10.2783.4999/PRIW.2306.1262.2.25.4
چکیده

از آنجا که جهان اسلام عمق راهبردی انقلاب اسلامی است، حمایت و توجه عمیق و جدی به توسعه نهضت­‌های اسلامی در مواجهه با طرح­‌های سلطه طلبانه نظام سلطه، ضرورتی راهبردی به نظر می­‌رسد.  امروزه شبکه‌­ای از کنشگران انقلابی در عرصه جهانی، متأثر از این آموزه‌­ها و در چارچوب محور مقاومت علیه نظام سلطه فعالیت می‌­کنند. علی­رغم اینکه محور مقاومت به عنوان مفهومی پذیرفته شده در فضای سیاسی همواره محل بحث بوده است اما این محور به عنوان ترکیبی از اتحاد استراتژیک، جامعه امنیتی و شبکه ایده‌آل، با توجه به دیدگاه ضدهژمونیک دیرینه خود در برابر ایالات‌متحده و متحدان منطقه‌ای‌اش در غرب آسیا شناخته می­‌شود.آنچه این شبکه ائتلاف پیچیده را در کنار هم نگه می­‌دارد، یک دیدگاه هنجاری مشترک گسترده از نظم منطقه‌ای است که در گفتمان اعضای محور وجود دارد و توسط میراثی ایده‌آل هدایت می‌شود و از طریق عملکرد فضایی واقعی می­‌شود. سؤال پژوهش این­گونه مطرح می­‌شود که چه عواملی باعث تقویت پیوند میان ایران و حزب‌­الله و در مجموع محور مقاومت می­‌شود؟ فرضیه مقاله بدین شکل مطرح می­‌شود که پیوندهای تاریخی- فرهنگی به همراه استفاده­ هم زمان از قدرت هوشمند در غرب آسیا، نه تنها باعث تحکیم روابطه میان ایران و جبهه مقاومت و تثبیت نبرد جبهه‌­های جنگ شده است؛ بلکه با بهره­‌گیری از اصول نوموس (دین، مذهب- قانون- اصول) و مکان­‌های کلیدی در جنوب لبنان هم مرز با رژیم صهیونیستی، ج.ا. ایران توانسته‌­اند نفوذ راهبردی و بازدارندگی خود را در سطح منطقه‌­ای عمق ببخشد. دراین مقاله مفاهیم فضایی مقاومت و یاد بودی که دو بازیگر جمهوری اسلامی ایران و حزب‌الله ایجاد کرده‌اند، مورد بحث قرار گرفته است. استدلال ما این است که نوموس (دین، مذهب- قانون- اصول) به عنوان یک ابزار مفهومی جایگزین برای درک مظاهر نظم در کنار رویکردهای جریان اصلی‌تر، کاربرد دارد.