تحلیل معناشناختی دو نگاره از شاهنامۀ فردوسی بر اساس الگوی نشانهشناسی اجتماعی تصویر
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده سینما تئاتر، دانشگاه هنر تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری هنر اسلامی، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران.
doi
10.22059/jfava.2015.55505چکیده
شاهنامۀ فردوسی بیشتر از هر اثر ادبی دیگری در تاریخ نگارگری ایران مصور شدهاست. گسترۀ مطالعاتی که تاکنون بر روی نگارههای مذکور انجام شدهاست را میتوان به دو رویکرد عمده تقسیم کرد. در غالب این مطالعات، آثار صرفاً بازنمودی از متن مکتوب بشمار میآیند. تمرکز بررسیها بر فُرم، تکنیکهای اجرای آثار و دستهبندیهای مکتبی بودهاست. بخش دیگر، وارد حوزۀ معناشناسی آثار شدهاند و هدفشان دستیافتن به دلالتهای معنایی تصاویر بودهاست. در این پژوهش که در گروه دوم قرار میگیرد، دو نگاره از داستان اسکندر در شاهنامه فردوسی، انتخاب شدهاست؛ یکی متعلق به دوره ایلخانی و دیگری متعلق به دوره صفوی. تحلیل معنایی تصاویر با استناد به الگوی نشانهشناسی اجتماعی تصویر انجام شدهاست، این روش در جهت دریافت جنبهها و کارکردهای اجتماعی نشانههای تصویری بهکارگرفته میشود. در این شیوه، بررسی ترکیببندی در خدمت تفسیر دلالتهای معنایی به کار برده میشود؛ همچنین برای تشریح معنا به عوامل بیرون از متن، یعنی بافت فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و غیره رجوع میشود. در نهایت مشاهده میشود چگونه تصویر در همراهی با گفتمان مسلط جامعه به یک ابزار قدرت بدل میشود.یافتههای این پژوهش حاکی از آن است که، این نگارهها که در کنار روایت مکتوب از شاهنامه قرار گرفتهاند، استقلال تألیفی دارند و تنها افزودهای بر متن نیستند؛ همچنین در دورۀ خود، کارکردهای اجتماعی داشتهاند.