رهیافتی اسلامی به نقش رفتارهای مصرفی در ایجاد و گسترش بحران‌های اقتصادی

نویسندگان

1 دانشجوی دکترای اقتصاد اسلامی، دانشگاه امام صادق(ع)

2 استادیار دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد، دانشگاه امام صادق(ع)

doi
10.30497/ies.2011.1100
چکیده

یکی از مهمترین رفتارهای افراد و خانوارها در حوزه اقتصاد مربوط به مصرف است. از آنجا که تقریبا در همه کشورها، حجم زیادی از تولید ناخالص داخلی به مصرف اختصاص دارد، کوچکترین نوسان و تغییری در حجم (کمیت) و نوع (کیفیت) مصرف تاثیر قابل توجهی بر رشد و توسعه خواهد داشت. در اقتصاد متعارف، تحلیل‌های مربوط به مصرف، محدود به عوامل بازاری مثل قیمت‌ها و درآمد است و عوامل غیربازاری نادیده انگاشته می‌شود. این عوامل مانند انتظارات ذهنی مصرف‌کنندگان نسبت به آینده بازار، رفتارهای احتیاطی، رفتارهای تقلیدی، اطمینان مصرف­کنندگان به بازار و اهمیت دادن به مصرف نسبی دارای اثرات چشمگیری بر سطح مصرف افراد هستند، بگونه‌ای که مصرف را در دوران رونق بیش از حد معقول افزایش می‌دهند و در دوران رکود، مصرف را بیش از حد کاهش می‌دهند و دوران رکود را طولانی‌تر و شدیدتر می‌کنند. اسلام در طرح‌ریزی نظام اقتصادی خود، با هدایت محرک‌های درونی افراد و همچنین وضع محدودیت‌های فقهی و اخلاقی مختلف، سعی کرده است رفتارهای مصرفی را بگونه‌ای مدیریت کند که نه تنها به بحران‌های گسترده اقتصادی منتهی نشود بلکه موجبات رونق و شکوفایی اقتصادی را نیز فراهم سازد. تصفیه اخلاقی انگیزه‌ها و سلایق پیش از ورود به بازار، منع مصرف مسرفانه و برنامه‌ریزی برای رسیدن همه اقشار جامعه به مصرف در حد کفاف، تحریم ربا و جلوگیری از تأمین مالی مصرف مبتنی بر بدهی و نهایتاً ایجاد انگیزه‌های الهی برای کار کردن و کسب درآمد، از جمله سیاست‌های اسلام برای مهار بخش بحران‌زای رفتارهای مصرفی و در کنار آن، ایجاد تقاضای لازم برای تداوم رشد اقتصادی می‌باشد.