جایگاه سنت و مدرنیته در آثار و اندیشه داریوش شایگان قبل از انقلاب اسلامی ایران
نویسندگان
1 دکترای تخصصی و مربی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ملارد، ملارد، ایران
doi
10.2783.4999/PRIW.2022.1125.1.24.2چکیده
در این نوشتار درصدد بررسی مفهوم سنت و مدرنیته در اندیشه داریوش شایگان بر اساس ترکیبی از روانکاوی جمعی «کارل گوستاویونگ» و نظریه هرمنوتیک «هایدگر» خواهیم بود که مبنای احیاء معنویت شرقی در مقابل سیطره مدرنیته بر فرهنگهای غیراروپایی است. بر اساس این استدلال هرمنوتیک درصدد تأویل و تفسیر متن و توضیح روند فهمیدن هستند. هرمنوتیک سنت تفکر و تأملی فلسفی است که میکوشد مفهوم فهمیدن را روشن کند و به این پرسش پاسخ دهد که چه چیزی سازنده معنای هر چیز معنادار است. ازاینرو در حوزههایی مانند فلسفه، الهیات، نقد ادبی، علوم اجتماعی و فلسفه علم شاهد کاربرد روزافزون هرمنوتیک و مباحث مربوط به آن هستیم. «داریوش شایگان» از جمله معدود اندیشمندان و روشنفکران در 5 دهه اخیر در ایران است که همعصر با روشنفکرانی همچون «سید حسین نصر»، «رضا داوری اردکانی»، «داریوش آشوری»، «احسان نراقی» و ...است و ویژگیهای منحصربهفردی که شایگان دارد، وی را از همعصران خود متمایز میکند. از مباحث مهم و کلیدی در آثار شایگان و روشنفکران همعصر خود میتوان به مسئله سنت و مدرنیته در مواجهه شدن مردم ایران با این مسئله اشاره کرد. این مقاله درصدد پاسخ به این پرسش است که سنت و مدرنیته چه تأثیری در اندیشه شایگان داشته است؟ فرضیه مطرح این است که آیا اندیشههای شرقی و غربی موجب خودآگاهی و روشنگری شایگان نسبت به غربستیزی و سنتگرایی شده است.