کاربرد بیان شاعرانه در سینمای معناگرا بررسی تطبیقی شعر عروسک کوکی، اثر فروغ فرخزاد و فیلم سینمایی سکوت، اثر اینگمار برگمان
نویسندگان
1 دانشیار، گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 عضو هیات علمی، گروه هنر و معماری، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
3 عضو هیات علمی، گروه هنر و معماری، دانشگاه پیام نور، تهران، ایران
doi
10.22075/aaj.2024.33052.1206چکیده
سینما و شعر، دو ساحت هنریاند که فاصله آنها با یکدیگر در نقطه اتصال آنها به تصویرپردازی نزدیک میشود. از سوی دیگر، بیان سینمایی ناب همواره قصد داشته بازتابی از نگرشهای هستیشناسانه را که به نوعی جوهره شعر ناب محسوب میشود، در درون خود آشکار سازد. در مقاله حاضر، با هدف بررسی تطبیقی این دو مقوله، اثر یک سینماگر شاعر، اینگمار برگمان و فیلم مشهور وی، «سکوت» و اثر یک شاعر سینماگر، یعنی فروغ فرخزاد و شعر «عروسک کوکی» او مورد بررسی تطبیقی قرار بگیرد. هدف اصلی این پژوهش، شناخت روایت در شعر «عروسک کوکی» فروغ فرخزاد و فیلم «سکوت» اینگمار برگمان است. دلایل این انتخاب، آشنایی و علاقه فروغ به این اثر برگمان و نگاه مشابه دو هنرمند در این آثار است. بررسی نشان میدهد که دو اثر از پیرنگی مشابه برای بیان بهره برده و دیدگاه مینیمالیستی هر دو معطوف به ساحت هستیشناسانه است. در این پژوهش، شخصیتهای موجود در روایت فیلم سکوت برگمان نیز با گزارههای شعر فروغ مقایسه و بررسیشده تا به پرسش اصلی، موارد تشابه شعر «عروسک کوکی» با فیلم «سکوت» برگمان در عرصه روایت چگونه قابلتبیین است؟، پاسخ داده شود. نتیجه بررسی در سه ساحت تحلیلی شعر و سینما، یعنی بررسی روایت، شخصیت و ایماژ در شعر و میزانسن فیلم سینمایی سکوت، نشانگر آن است که آنچه سینماگر در اثرش بهاختصار نشان داده و فروغ با تأثیر از آن در گزارههای شعریاش ترکیب و بازتاب نموده، ویژگیهایی همسان داشته است؛ یعنی فیلم بهسوی بیان شعری رفته و شعر بیشتر خصلت تصویرگرایانه یافته و شاعر همچون سینماگر، روایتگری را پیشه کرده است.