نقش نیروهای شیعی در سیاست عراق پس از صدام (تأکید بر دوره نوری المالکی)
نویسندگان
1 دانش آموخته ارشد روابط بینالملل، دانشگاه مازندران، مازنداران، ایران
2 دانشجوی دکترای روابط بینالملل، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.2783.4999/PRIW.2306.1273.1.24.8چکیده
عراق کشوری مهم در همسایگی ایران، دارای اقوام و قومیتهای متعددی است. اکثر جمعیت آن شیعه میباشند که به دلیل تسلط «حزب بعث» هیچ گاه نتوانستند به ایفای نقش در این کشور بپردازند و امور کشور همواره در دست سنیهای منطقه بوده است. پس از سقوط صدام توسط نیروهای آمریکایی شاهد تغییرات اساسی در این کشور بودهایم. از جمله این موراد جایگاه و موقعیت گروههای مختلف در بافت تصمیمگیری در عراق است. هر چند فرقهگرایی همچنان در این کشور مهمترین عامل نا آرامی در کشور به حساب میآید؛ اما با توجه به اینکه نیروهای سابق دیگر قدرت را در دست نداشتهاند، زمینههای حضور شیعیان در این کشور فراهم شد. با توجه به درک این موراد و تغییر اوضاع، این مقاله در نظر دارد به این سؤال پاسخ دهد، سقوط صدام چه نقشی در وضعیت قدرتیابی شیعیان در عراق در دوره نوری المالکی داشته است؟ فرض بر این است که سقوط صدام موجب خروج شیعیان از انزوا، پررنگ شدن نقش مرجعیت و هدایت شیعیان عراق در امور کشور، حضور در احزاب مهم کشور و در دست گرفتن مهمترین پستهای حکومتی، نقش آفرینی در نیروی امنیتی کشور در قالب حشدالشعبی شده است. مقاله به روش توصیفی-تحلیلی و با از طریق گرداوری منابع کتابخانهای سعی دارد فرضیات ارائه شده را مورد واکاوی قرار دهد.