مروری بر گفتمان ناهمگون کشور در مورد اثربخشی سامانههای آبیاری تحت فشار: واکنشهای سیاستی به بحران آب
doi
10.22034/iwrr.2025.530075.2899چکیده
نقش آفرینی توسعه سامانههای آبیاری تحت فشار (ساتف) در سیاستگذاریهای کشور با هدف مدیریت بهتر آب در مزرعه آغاز و در ادامه، به اهدافی در مقیاس حوضهآبریز، مانند جبران تراز منفی سفرههای آب زیرزمینی ارتقاء مییابد. مقاله حاضر تلاش نموده تا گفتمان صورت گرفته در این خصوص را از جانب دولت، مجلس شورای اسلامی و نهاهای پژوهشی دستگاههای ذیربط و انعکاس آنها را در سیاستگذاریهای مربوط دنبال کند. مرور آن نشان داد که انتظارات از این سامانهها بدلیل عدم ارزیابی جامع فنی و اقتصادی واقعبینانه نبوده است. عدم تمایز مفاهیم "مصرف از برداشت" و "مقیاس مزرعه و حوضه آبریز" از مشکلات اصلی بوده که تبعات آن متوجه مفهوم "بهرهوری آب" نیز شده است. مرکز بررسیهای راهبردی ریاست جمهوری، مرکز پژوهشهای مجلس شورای اسلامی و موسسات تحقیقاتی برخی دستگاههای اجرایی نیز ارزیابیهایی از ساتف داشتهاند که کاملا با مسیری که مجلس و دولت دنبال کرده تفاوت داشته است. واقعیتی که گویای عدم اثرگذاری خرد این مراکز بر قوانین و برنامهریزیهای مربوط میباشد. این تجربه نشان داد که مدیریت بحران آب و محیط زیست با چه چالشهایی مواجه است. متاثر از اقتصاد سیاسی کشور، فرصتهایی فراهم میآید که اصل بحران را به زیر سایه خود میآورند و تهدیدهایی را شکل میدهند که حتی بحران را تشدید میکنند. نهایتا اینکه، وضعیت بگونهای رقم خورده که ساتف بجای اینکه بستری برای حصول به اهداف باشد، خود تبدیل به هدف گردید.