خوانش ترامتنی مجسمه "انباشت"، اثر کورش گلناری
نویسندگان
1 دانش آموخته کارشناسی ارشد پژوهش هنر، گروه پژوهش و تاریخ هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
2 استادیار، گروه پژوهش و تاریخ هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس تهران، تهران، ایران
3 دانشیار، گروه پژوهش و تاریخ هنر، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه تربیت مدرس، تهران، ایران
doi
10.22075/aaj.2024.33042.1204چکیده
درک روابط چندسویهای که در میان آثار هنری شکل میگیرد و امکان فهم چگونگی معناداری و معنادهی اثر تولیدشده را فراهم میآورد، امری ضروری است. مسئله پژوهش حاضر، درک چگونگی شکلگیری و معنادهی مجسمه انباشت، اثر کورش گلناری است. این اثر از چسباندن تعداد زیادی سکه روی فلزی که با خط نستعلیق بهشکل کلمه «پول» نوشته شده ساخته شده است. تاکنون این اثر، موضوع پژوهشی مستقل نبوده و ضروری است در متن تحولات هنر معاصر، مورد تحلیل و ارزیابی قرار گیرد. بدین منظور، از نظریه ترامتنیت ژرار ژنت که امکان تفسیر آثار هنری را در مناسبات بینامتنی فراهم میکند، مورد استفاده قرار گرفته است. هدف اصلی این پژوهش، درک منظومه معنایی ممکن مجسمه انباشت از طریق خوانش بینامتنی است. پرسش اصلی نیز این است که مجسمه انباشت چگونه در ارتباط با سایر آثار هنری دهههای اخیر، واجد معنا میشود؟ پژوهش حاضر از نظر هدف، توسعهای، از نظر روش، توصیفی-تحلیلی، از نظر جمعآوری دادهها، کتابخانهای و از لحاظ تجزیه و تحلیل دادهها، کیفی است و با تکیه بر رویکرد ترامتنیت ژنت تحلیل شده است. نتیجه پژوهش نشان میدهد که درک معنادهی این اثر بدون ارجاع بینامتنی به آثاری که در دهههای اخیر تولید شدهاند، ممکن نخواهد بود. مجسمه انباشت با ایجاد مناسبات بینامتنی با آثار هنری مثل مجسمه «هیچ» پرویز تناولی، «عشق» فرهاد مشیری و «خط پولساز پارسی» اثر محمود بخشی موخر، یک منظومه معنایی را تشکیل میدهد. در کنار مواد و مصالح ساخت و کاربست خوشنویسی، وجه بینامتنی موجود در این اثر، خوداظهاری کالاشدگی هنر است که میتوان آن را در متن منطق سرمایهداری پسامدرن بازجست.