مطالعۀ اشیاء سفالین موسوم به «مدلِ خانه» در هنر ایران سدههای میانی با بهرهگیری از روش شمایلنگاری
نویسندگان
1 مربی،گروه صنایع دستی، دانشکده هنر، دانشگاه بجنورد، ایران
doi
10.22075/aaj.2023.31182.1185چکیده
در میان اشیای تاریخی ایران در سدههای میانی دورۀ اسلامی، اشیایی مجهول از نظر کارکرد و علل ساخت وجود دارد که براساس شکل ظاهری آنها از سوی باستانشناسان غربی، «ماکت یا مدل خانه» نامیده شدهاند. اگرچه در یک دهۀ اخیر، تلاشهایی از سوی محققان و کارشناسان آثار باستانی در موزههای معتبر جهان، جهت پیبردن به ماهیت این اشیا صورت گرفته، تاکنون گزارهای متقن و منطقی در این خصوص ارائه نشده است. مهمترین هدف این تحقیق، جمعآوری و طبقهبندی نمونههای در دسترس از این اشیاست؛ زیرا در تحقیقات و نوشتههای قبلی درخصوص هنر ایران در سدههای میانی، همیشه این اشیا بهعنوان موضوعی فرعی و کماهمیت در باب سفالگری دورۀ سلجوقی مطرح بوده و بهصورتی خاص مورد مطالعه قرار نگرفتهاند. روش شمایلنگاری اروین پانوفسکی را با توجه به قابلیتهای آن در فهم آثار تجسمی، میتوان روشی ارحج و سودمند شمرد که در قالب یک نظام منسجم در سه سطح، امکان نزدیکشدن به فهم اثر هنری را میسر کرده است. نوشتار حاضر در وهلۀ اول بهدنبال آن است که آیا روش اروین پانوفسکی در مطالعات تاریخنگاری هنر را میتوان در خوانش این آثار به کار برد؟ و ثانیاً آیا با بهرهگیری از آن میتوان به فهم ماهیت این اشیا راهی پیدا کرد؟ به این منظور، با استفاده از شیوۀ توصیفی-تحلیلی، بر پایۀ نظریۀ پانوفسکی و گردآوری دادهها از موزهها و مجموعههای معتبر داخلی و خارجی، سعی شده با ارائۀ یک طبقهبندی منسجم و سامانیافته، به فهم این آثار نزدیکتر شد. نتیجۀ این تحقیق نشان میدهد روش پانوفسکی از جهت ساختار مدون خود میتواند در مرحلۀ پیشاشمایلنگاری، در مطالعۀ جنبههای بصری این آثار مفید باشد و در مرحلۀ شمایلنگاری نیز به نظر میرسد از جهت آنکه اشیای مزبور دارای ویژگیهای رواییاند، در شناخت مفاهیم عینی و معانی بیانی آنها اثربخش باشد