قبض و بسط پارادایمیک در معرفت‌شناسی علم سیاست در ایران

نویسندگان

1 دکتری، سیاست تطبیقی و مدرس دانشگاه در مونیخ آلمان و پژوهشگر دوره پسادکتری

doi
10.2783.4999/QJPR.2103.1156.01
چکیده

هدف پژوهش حاضر بررسی قبض و بسط پارادایمیک در معرفت‌شناسی علم سیاست در ایران است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی بوده و نتایج نشان داد که سیاستی نبودن علوم سیاسی در ایران، عدم ارتباط با حوزه سیاست­گذاری و نداشتن پیوند با پیکره نظام سیاسی از یک‌سو و تناقض و سیاست­زدگی محض، فقدان نگاه علمی به ماهیت علوم سیاسی، ماهیت استعلایی قدرت و عدم شفافیت مبانی علم سیاست در ایران از سوی‌ دیگر، منجر به عدم پاسخ‌گویی علم سیاست ایران به واقعیات اجتماعی شده است. قبض وجودی، معرفتی و روشی علوم سیاسی در ایران باعث شد تا به یک علم سیاست‌گذار و برنامه‌ریز برای اصحاب قدرت و کارگردانان اصلی صحیفه سیاست بدل نشود.