خصوصیسازی در ایران؛ چالشهای نوین اقتصادی و مالی منطقهای با نظریه دادهبنیاد (گراندد تئوری)
نویسندگان
1 گروه حسابداری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 گروه حسابداری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 گروه حسابداری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی،تهران، ایران
4 گروه حسابداری، واحد تهران مرکزی، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.22067/erd.2022.70873.1053چکیده
چکیده اصل 44 قانون اساسی به لزوم پیادهسازی خصوصیسازی در ایران پرداخته است که مبین اهمیت بالای آن در اقتصاد کشور است؛ درحالیکه با سپری شدن بیش از 4 دهه از تدوین این قانون، نتایج پژوهشهای اخیر نشان میدهد خصوصیسازی در ایران پیشرفت بسیار کندی داشته و اجرای آن نیز تأثیر مثبتی در سودآوری بنگاههای اقتصادی واگذار شده نداشته و در عوض، بدهیها و ریسکهای آنها افزایش یافته است. مطالعه در ابعاد گوناگون خصوصیسازی، ازجمله موارد مالی و اقتصادی میتواند زوایا و مؤلفههای اثرگذار در اجرای صحیح آن را روشن سازد. هدف تحقیق حاضر ارائه نقش مؤلفههای اقتصادی و مالی در خصوصیسازی، در قالب مدلی به روش برخاسته از دادهها (دادهبنیاد) -یک روش پژوهشی استقرایی و اکتشافی- است. ابتدا شناخت اولیه دادهها به روش فراتحلیل اجرا شد و سپس روش دادهبنیاد، با انجام 14 مصاحبه در استانهای تهران، اصفهان و خوزستان به روش گلوله برفی به اشباع رسید. با توجه به گوناگونی منابع سعی شد مدلی جامع از عوامل اقتصادی و مالی اثرگذار ارائه شود. یافتهها نشان داد عوامل علّی اقتصادی و مالی اصلی اثرگذار بر خصوصیسازی عبارتند از: 1. علل اقتصادی شامل ساختار و محیط اقتصادی کشور، توان بخش خصوصی و فساد اقتصادی؛ 2. علل مالی شامل مسائل درون و برونسازمانی شرکتهای دولتی، مشکلات موجود در محاسبات و برآوردها، عوامل انگیزشی و مقررات و استانداردهای موجود. شرایط بستر، شرایط مداخلهگر، راهبردها و پیامدها نیز بصورت مدلی یکپارچه ارائه شد و درنهایت کیفیت مدل با استفاده از روش دلفی مورد ارزیابی قرار گرفت.