رابطه استاد- شاگردی در نظام آموزش دانشگاهی با تکیه ‌بر آموزش هنرهای صناعی

نویسندگان

1 گروه صنایع دستی، دانشکده هنر، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران

doi
10.22075/aaj.2021.19882.1091
چکیده

چکیدهاهداف، برنامه‌ها، مدیریت، فضای آموزشی، ابزار و بسیاری مسائل دیگر محورهای آموزش هنر در نظام آموزش هنرهای صناعی را در برمی‌گیرند؛ اما مهم‌ترین این مسائل رابطه استاد-شاگردی در نظام آموزشی هنر است که خود نیازمند شرایط است که در صورت تحقق تمام کاستی‌ها کمرنگ می‌شود و شاگرد و استاد مشتاقانه به یاددهی و یادگیری هنر می‌پردازند. لذا دستیابی به آموزش مطلوب و فراهم آوردن زمینه آفرینش آثار هنری به‌ویژه هنرهای صناعی نیازمند دستیابی به چگونگی ارتباط میان استاد و دانشجو و مهیا ساختن زمینه‌های لازم جهت نیل به اهداف یاددهی-یادگیری متناسب با شرایط کنونی جامعه است. ازاین‌رو در طول تاریخ اصول و قواعدی برای شاگرد پروری و ورود افراد شایسته به حرف و هنرها با توجه به شرایط زمان و مکان تنظیم ‌می‌شده است که از آن به آیین فتوّت یاد می‌شود و امروزه در نظام آموزشی آیین‌نامه‌ها و مقررات آموزشی جاری جای آن را گرفته‌اند که می‌بایست بر مبنای اهداف تعریف‌شده و متناسب با اصول آموزش هنر در ایران تنظیم گردند. هدف اصلی این پژوهش دستیابی به معیارهایی در اصلاح ساختاری نظام آموزش دانشگاهی و تقویت مناسبت‌های استاد-شاگردی در حوزه هنرهای صناعی است. و به روش توصیفی–تحلیلی با رویکردی تطبیقی انجام گرفته است. که بر شیوه اسنادی، مصاحبه‌های میدانی و بهره‌مندی از تجارب آموزش در نظام دانشگاهی استوار است و نتایج نهایی نمایانگر برجسته‌ترین مؤلفه‌های آموزش در نظام سنتی آموزش هنر و راهبرد به‌کارگیری آن در نظام دانشگاهی است. از اینرو شناخت نقاط قوت و ضعف نظام آموزش کنونی در رابطه استاد - شاگردی و دستیابی به معیارهای اصلی آموزش متناسب با شرایط جامعه می تواند الگویی مناسب از شیوه آموزش را برای شرایط کنونی فراهم آورد. و رابطه استاد و شاگرد به‌گونه‌ای شکل ‌گیرد که دستیابی به شایستگی‌های فنی و غیر فنی، الگویی برای آموزش دانشگاهی بویژه در هنرهای صناعی گردد. استاد- شاگرد، هنر، آموزش، سنتی، نوین