پارادایمهای کاربردی در پژوهش هنر (اپیستمولوژی، آنتولوژی، متدولوژی)
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای پژوهش هنر پردیس دانشگاه آزاد کیش ایران
2 گروه طراحی پارچه و لباس، واحد یزد، دانشگاه آزاد اسلامی ، یزد، ایران
3 دانشجوی دکترای پژوهش هنر پردیس دانشگاه آزاد کیش ایران
doi
10.22075/aaj.2023.26739.1143چکیده
پارادایم، در مفروضات فلسفی و مفهومی بهمنظور شناخت دقیق از مواضع تحقیق کاربرد دارد که مجموعهای از جهانبینی و باورهای محقق را تعریف میکند و نیز با معانیای همچون الگو و چارچوب فکری فرهنگی همسان است. پارادایم در تحقیق، همانند ستون منطقی است که چارچوب پژوهش را در بر دارد و حامی ابعاد فکری و طراحی تحقیق پژوهشگر تا انتهای مسیر است. اهمیت پارادایم در تحقیق به اندازهای است که در تمام مراحل پژوهش که با طرح عنوان و سپس طرح تحقیقاتی شروع میشود، تا انتهای مسیر تحقیق، پژوهشگر را همراهی میکند؛ بهطوری که اگر پژوهشی پارادایم و طرح و الگوی تحقیقاتی ضعیف یا ناکارآمدی داشته باشد، به گسست حلقههای زنجیروار عناصر تحقیق منجر میشود. این پژوهش، تلاش دارد تا ارکان اصلی پارادایم را در چهار بُعد معرفتشناسی، هستیشناسی، روششناسی و اصلشناسی به عنوان مساله پژوهش تحلیل نماید. پژوهشهای مشابه از سه بُعد ارکان پارادایم استفاده کرده و بُعد اصلشناسی را مورد بررسی قرار ندادهاند. همچنین در زیرمجموعۀ مواضع اصلی، به انواع پارادایم که عبارتاند از: اثباتگرا، پسااثباتگرا، انتقادی، تفسیری، فمنیسم، پستمدرن، تئوری آشوب و پراگماتیسم نیز پرداخته خواهد شد. هدف پژوهش آن است که ضمن معرفی پارادایمهای موجود در انواع تحقیقات کیفی و کمّی، واژۀ پارادایم را در حوزۀ هنر نیز تعمیم دهد. همچنین پارادایمهایی که در حوزۀ هنر، دارای بیشترین کاربرد و بهترین نتیجه هستند را تبیین کند. فرضیۀ اصلی این تحقیق آن است که پارادایمهای فلسفی، کاربردیترین الگو برای تحقیقات در حوزۀ هنر است. این تحقیق، پژوهشی کیفی است که کار تحقیقاتی در آن کاربردی- نظری و روش تحقیق آن تماتیک است. جمعآوری دادهها به روش اسنادی انجام شده است. نتایج حاصل از این پژوهش، تولد پارادایمی نو در باب هنر و نیز معرفی مسیری کوتاه و کاربردی در انواع تحقیقات است.