تحلیلی بر عناصر روایی در نقاشی های مذهبی _ قهوه خانه ای
نویسندگان
1 استادیار، گروه طراحی و چاپ پارچه، دانشکده هنر دانشگاه سمنان، سمنان، ایران (نویسنده مسئول)
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد، گروه ارتباط تصویری، دانشکده هنر،دانشگاه سمنان،سمنان،ایران
doi
10.22075/aaj.2023.28218.1165چکیده
نقاشی قهوهخانهای، شیوهای از نگارگری ایرانی است که توسط هنرمندان غیررسمی و غیردرباری و بهاصلاح، مکتبندیده با درونمایههای رزمی، بزمی و مذهبی پدیدار شد. این نقاشیها کاملاً سویۀ عامیانه داشته و همذات با دیگر جنبهها و شیوههای فرهنگ عامیانه رشد کرده و بالنده شدند. فرهنگ کارکردی این نقاشیها به گونهای بوده که همراه با دیگر فرهنگهای شفاهی عامیانه، مانند تعزیهخوانی و مرثیهخوانی، دگرگونی و تحول جامعه را پذیرا شد و در قالب شیوۀ نقالی که ریشه در فرهنگ گذشتههای نه چندان دور در دورۀ اسلامی (دورۀ آل بویه) داشت، خود را نمایان ساخت. در این شیوه، نقاش کمتر در پی زیبایی است و بیشتر تلاش دارد اندیشههای مذهبی خود را در قالب پیروزی خیر بر شر و نیز غلبۀ اولیا بر اشقیا در قالب قراردادهای تصویری نشان دهد. علت تنوع در ترسیم این پردهها با وجود شباهت موضوع در کلیت روایتها مسالۀ اصلی این مقاله است. پژوهش بر مبنای این فرضیه شکل گرفته که برخی روایتهای مصوّر در پردههای مذهبی، ریشه در باورهایی عامیانه و نادرست دارد که صرفاً جهت ایجاد جذابیت برای مردم عامه در این پردهها به تصویر درآمدهاند. و هدف شناسایی و رمزگشایی برخی روایتهای عامیانه در این نقاشیهاست. روش تحقیق در این مقاله، توصیفی-تحلیلی با استناد به نقاشیهای چهار استاد سرآمد این مکتب (حسین قوللر آقاسی، محمد مدبر، عباس بلوکیفر و محمد فراهانی) است. نتایج تحقیق، بیانگر آن است که نقاشان این مکتب عمدتاً افرادی فاقد سواد خواندن و نوشتن بودند و صرفاً در جهت عامهفهم و جذاب کردن وقایع کربلا برای بیان مظلومیت اهلبیت، مبادرت به ترسیم این روایتها میکردند که صحت و سقم برخی از این روایتها در هیچکدام از منابع مرتبط به وقایع کربلا تأیید نشده است.