بررسی و تحلیل هنر ابورجینالهای استرالیایی،با رویکرد نظریه کارکردگرایی مالینوفسکی
نویسندگان
1 استاد، گروه پژوهش هنر، دانشکده هنر، دانشگاه الزهرا، تهران، ایران.
2 دانشجوی دکتری،گروه پژوهش هنر، پردیس دانشگاه آزاد کیش،کیش، ایران.
3 دانشجوی دکتری،گروه پژوهش هنر، پردیس دانشگاه آزاد کیش،کیش، ایران.
doi
10.22075/aaj.2022.24117.1109چکیده
ساختار کارکردگرایی نخستین بار توسط برانیسلاو مالینوفسکی در علم انسان شناسی مطرح شد. دو مولفه تشکیل دهنده این نظریه، نیازها و نهادها است. مولفه اول شامل احتیاجات ابتدایی هر انسانی است و مولفه دوم شامل نیازهای والاتر مثل هنر و فرهنگ است. ابورجینال، به بومیان و ساکنان اولیه هر جغرافیایی گفته میشود. بومیان اولیه استرالیا ضمن حفظ اصالت هنر خویش، باعث تاثیرگذاری روی هنر معاصر استرالیا نیز شدهاند. فرضیه اصلی این تحقیق برآن است که اجزای تشکیل دهندهی نهاد بومیان استرالیا که شامل هنر، شغل و مذهب ایشان است، در چارچوب نظریه کارکردگرایی مالینوفسکی میگنجد و قابل تحلیل و بررسی است. هدف اصلی این پژوهش، ضمن تحلیل کاربردی هنر بومیان استرالیایی، یافتن رابطهای بین نهاد و نیاز در هنر و فرهنگ ایشان با توجه به مولفههای کارکردگرایی است. این جستار پژوهشی کیفی است که با روش توصیفی- تحلیلی، دادههای اسنادی را با هدف معرفی و بازنمایی هنر ابورجینالهای استرالیایی در چارچوب کارکردگرایی مورد پژوهش و پردازش قرار داده است. ابتدا با خوانش نمادها و سمبلهای نوشتاری ابورجینالها، ضمن معرفی انواع سبکهای نقاشی ایشان، به تحلیل و توصیف آثار نقاشی آنها پرداخته و روابطی که بین عناصر جزء و کل در هنر نقاشی آنها وجود دارد را با مولفههای کارکردگرایی بررسی کرده که پی به همسو بودن آنها میبریم. بومیان استرالیا از طریق نقاشی، آرزوها و اهدافشان را متجلی میکنند و همین امر، در جهت تداوم و انتقال فرهنگشان عاملی برای پویایی این فرهنگ کهن شده است. هنر در تمام رفتارهای سازمان یافته ابورجینالها، از جمله مراسم آیینی آنها دخیل است. تحلیل سایر هنرهای بومیان، نشانگر آن است که هنر و فرهنگ ایشان همراه با هم ناظر به امر متعالیاند. نتیجه این تحقیق نشان میدهد که هنر بومیان استرالیایی بر طبق نظریه کارکردگرایی، آمیختگی بین اجزاء نهاد که شامل هنر، مذهب و شغل ایشان است را شامل میشود