بررسی نمودهای زیباییشناسی زنانه نگر در شعر ژاله قائممقامی
نویسندگان
1 گروه آموزشی زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران
2 دانشگاه مازندران
doi
10.22080/rjls.2021.21819.1251چکیده
زیباییشناسی زنانه نگر، در ذات خود زیباییشناسی تقابلی است که در برابر زیباییشناسی سنتی مطرح میشود که واجد سلسلهمراتب جنسیتی است. این زیباییشناسی گر چه از آغاز بروز و ظهور خود از سدۀ هیجدهم تا امروز، سیاستها و نظرگاههای انتقادی متغیری را اتخاذ کرده است و با گذار به پسافمینیسم از هویت دوگانه به هویت چندگانه گذر کرده است اما همچنان در موضع پرسشگری قرار دارد و همچنان یکی از محملهای نمود آن، شعر است. در ایران همزمان با چرخش پارادایمی عصر مشروطه، زیباییشناسی شعر فارسی دچار دگرگونی بنیادی شد و در پی موج آگاهیبخشی در مورد حقوق زنان، کمیت و کیفیت شعر زنان نیز با دگردیسی جدی مواجه شد؛ چنانکه زنان شاعر- در سطح نخبگان سیاسی و طبقاتی- نیز باب جدیدی در این عرصه گشودند و در گفتمان جدید، در تقابل با سنت چندصدسالۀ شعر فارسی، به تدریج زیباییشناسی نوینی را رقم زدند. یکی از این زنان، ژاله قائممقامی، شاعر اواخر عصر قاجار و پهلوی اول است که نخستین بار آشکارا از حقوق زنان گفت، به نقد سلسلهمراتب جنسیتی پرداخت و با زبانی طنزآمیز، سنت زیباییشناسی مسلط را به چالش کشید و سلسله-مراتبی را که خود یکی از آماجهای منتقدان و فیلسوفان فمینیست بوده است، وارونهسازی کرد. این پژوهش، به روش تحلیل محتوای کیفی و با گزینش از میان مجموعه اشعار او، به بررسی نمودهای غالب زیباییشناسی شعر او؛ با محوریت زنانهنگری، شامل نمود تقابلی- انتقادی، اندرزی، جسمآگاهی، فلسفی و پارادوکس یأس و امید میپردازد.