بررسی تأثیر ارتفاع رویشگاه بر تنوع صفات ساختاری و عملکردی و سطوح پلوئیدی در گونه چمن گندمی سیسیلیElymus tauri (Boiss. & Balansa) در شمال غرب کشور
نویسندگان
1 مربی پژوهشی/گروه ریست فناوری، بخش تحقیقات منابع طبیعی جنگل و مرتع، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی آذربایجان شرقی، سازمان
2 عضو هیئت علمی آکادمی ملی علوم جمهوری آذربایجان
doi
10.22092/ijrfpbgr.2023.362107.1434چکیده
چکیدهسابقه و هدف: چمن گندمیElymus tauri (Boiss. & Balansa) از گونههای مقاوم به خشکی و سرما است که در دامنههای صخرهای، سنگلاخی با شیب تند آذربایجان، البرز و بخشی از زاگرس میروید. گیاهی چندساله است. ریشهای قوی و مقاوم در برابر چرای مفرط دامها دارد. از گونههای خوشخوراک مرتعی برای چرای دام میباشد. تنوع ژنتیکی گراسها تحت تأثیر عوامل مختلف مانند فعالیتهای بشری، محیطی، سیستم گردهافشانی، رانش ژنتیکی و اندازه جمعیت قرار میگیرد. ازاینرو، عوامل اکوجغرافیایی نیز از فاکتورهای مهم تأثیرگذار در ساختار و تنوع ژنتیکی جمعیتها هستند. هدف از این پژوهش، بررسی تأثیر ارتفاع رویشگاهی و سطح پلوئیدی بر تنوع صفات ساختاری و عملکردی جمعیتهای گونه Elymus tauri در شمالغرب ایران بود.مواد و روشها: مواد آزمایشی شامل بذر 12 جمعیت بومی گونه E. tauri بود که عمدتاً از مراتع استانهای آذربایجانشرقی و اردبیل جمعآوری شد. در زمان جمعآوری، ارتفاع از سطح دریا موقعیت جغرافیایی با GPS ثبت شد. بذرهای جمعآوری شده در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در 4 تکرار در مزرعه تحقیقاتی در شمالغربی شهر تبریز در ارتفاع 1350 متری و در حاشیه رودخانه آجیچای کاشته شدند. آب و هوای منطقه نیمهخشک، بافت خاک ایستگاه از نوع لومی سبک و شنی، میزان مواد آلی و عناصر شیمیایی خاک (NPK) ضعیف تا متوسط بود. هدایت الکتریکی 2/6 میلیموس بر سانتیمتر مربع بود. pH خاک مزرعه (55/7 (pH= قلیایی بود. آزمایش در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در 4 تکرار انجام شد. برای جلوگیری از اثرهای سوء رقابت بین گیاهان، از هر تیمار 4 لاین کشت شد. فاصله بین خطوط 40 سانتیمتر و فاصله بین بوتهها هم در هر خط 40 سانتیمتر بود. آبیاری و وجین علفهای هرز در طول دوره کاشت انجام شد. تعداد 10 بوته از دو ردیف میانی هرکرت به طور تصادفی انتخاب و صفات عملکردی و ساختاری اندازهگیری و ثبت گردید. ژنوتیپها بر اساس ارتفاع رویشگاهی و سطوح پلوئیدی گروهبندی شدند. تجزیه واریانس دادهها بر اساس دو دامنه ارتفاعی (منشأ جمعآوری بذر) انجام شد. مقایسه میانگینها با استفاده از روش دانکن انجام شد.یافتهها: نتایج تجزیه آزمون T تست نشان داد که بین دو دامنه ارتفاعی از لحاظ میانگین کل صفات تعداد کل پنجه، طول برگ دوم، وزن بوته، وزن خشک بوته، عملکرد علوفه خشک، تعداد پنجه بارور، تعداد پنجه غیربارور، طول سنبله، طول برگ پرچم و تعداد سنبلچه در سطح احتمال 5% اختلاف معنیدار وجود داشت. در بیشتر صفات مورد بررسی بین جمعیتهای واقع در دو دامنه ارتفاعی تفاوت معنیداری وجود داشت، بهطوریکه میانگین صفات ساختاری و عملکردی در نواحی مرتفع نسبت به نواحی کم ارتفاع کاملاً برتری داشت. گروهبندی بر اساس ارتفاع رویشگاهی نشان داد که جمعیتهای واقع در ارتفاعات کمتر از 1600 متر از سطح دریا عمدتاً دیپلوئید بودند، در صورتی که جمعیتهای واقع شده در ارتفاعات بالاتر از 1700 متر تتراپلوئید بودند. نتایج تجزیه خوشهای و تجزیه به مؤلفههای اصلی صفات مورد مطالعه، گروهبندی جمعیتها را بر اساس ارتفاع رویشگاهی و سطوح پلوئیدی تأیید کرد. همچنین نمودار بایپلات، ضمن تأیید گروهبندی تجزیه خوشهای، طبقات ارتفاعی و سطوح پلوئیدی را بخوبی از همدیگر متمایز نمود.نتیجهگیری: این گیاه در رویشگاههای مرتفع سازگاری بهتری دارد، بهطوریکه شرایط سردسیر را به مناطق معتدل ترجیح میدهد. میانگین بالای بیشتر صفات عملکردی و ساختاری در جمعیتهای تتراپلوئید صحت گروهبندی را تأیید کرد. با توجه به اینکه این گونه در مناطق سردسیری رشد بیشتری دارد، برای ادامه فرایند، بهتر است گزینش و اصلاح از جمعیتهای پلیپلوئید در مناطق مرتفع استفاده شود.