مقایسه حروفنگاری سفالینههای نیشابور و لوگوتایپهای معاصر ایران با تمرکز بر نظریه بینامتنیت ژنت
نویسندگان
1 استادیار گروه گرافیک، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
2 دانشجوی کارشناسی ارشد پژوهش هنر، دانشکدۀ هنر و معماری، دانشگاه گیلان، رشت، ایران
3 استادیار، گروه هنر، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران.
doi
10.22075/aaj.2022.26089.1131چکیده
در دوران اسلامی به دلیل منع استفاده از ظروف فلزی، ظروف سفالی جایگزین آن گشت که دارای نقوش و نوشتار فراوان، با موضوعات دینی و آموزشی بود. از معروفترین سفالینههای دوره اسلامی در ایران میتوان به سفالینههای نیشابور در دوره سامانیان اشاره کرد. نقوش و نوشتار این سفالینهها فرهنگ و هنر آن دوران را به نسلهای بعد منتقل کرده است. نظریه بینامتنیت، بیان میدارد که هیچ متنی اتفاقی و بدون گذشته خلق نمیشود، بلکه همیشه از پیش، چیزی یا چیزهایی وجود داشته است. حروفنگاری اسلامی تاثیرات زیادی در تایپوگرافی معاصر ایران گذاشته است. هدف پژوهش بررسی لوگوتایپهای معاصر ایران بر اساس پیشمتنهای اسلامی آن در سفالینههای نیشابور است. بررسی نوع بینامتینت (تراوسیسمان و پاستیش) در آثار از دیگر اهداف پژوهش حاضر است. مساله پژوهش ارتباط بین لوگوتایپهای معاصر ایران و حروفنگاری اسلامی است. با توجه به آثار مورد مطالعه، فرضیه پژوهش بر این نکته استوار است که به دلیل فرم نوشتاری، شباهت زیادی بین دو حوزه وجود دارد. روش تحقیق توصیفی تحلیلی است و روش گردآوری مطالب اسنادی از طریق فیشبرداری و تصویرخوانی است. تجزیه و تحلیل دادهها کیفی است. نتایج تحقیق نشان میدهد که به جهت شباهت فرم نوشتاری زبان فارسی با فرم نوشتاری زبان عربی، میتوان نمودی از هنر اسلامی را در لوگوتایپهای معاصر ایران مشاهده کرد. به عبارت دیگر، تایپوگرافی معاصر ایران تحتتاثیر هنر خوشنویسی اسلامی قرار گرفته است. در بسیاری موارد میتوان استفاده از اشکال و فرمهای بهکار رفته در نوشتار سفالینههای نیشابور، مانند فرم گیاهی را در لوگوتایپهای معاصر ایران مشاهده کرد. نمونههای انتخابی در سفالینههای نیشابور به خط کوفی نوشته شدهاند و نمونههای موردی نیز با الهام از خط کوفی طراحی شدهاند. بر اساس نظریه بینامتنیت ژنت، تمامی لوگوتایپها به دلیل ویژگیهایی چون تغییر در فرم، محتوا و همچنین اضافه شدن متن جدید به آنها، در نوع پاستیش جای میگیرند.