تحلیل مولفه ساختار شکنی در طراحی لباس (نمونه موردی: مایسن مارتین مارجیلا)
نویسندگان
1 استادیار گروه ارتباط تصویری، دانشکده هنر و علوم انسانی، دانشگاه شهرکرد، شهرکرد، ایران
2 دانشگاه علم و هنر یزد، یزد، ایران
doi
10.22075/aaj.2022.23861.1105چکیده
چگونگی تحلیل مولفه ساختارشکنی در طراحی لباس با تاکید بر آثار مایسن مارتین مارجیلا مسئله اصلی این پژوهش است. ساختار شکنی یکی از مولفه های دوران پست مدرن است. پست مدرنیسم از مهمترین جنبشهای فلسفی، فرهنگی و هنری روزگار معاصر است. مجموعه عقاید پیچیدهای که در نیمه دوم قرن بیستم و در واکنش به مدرنیسم و تحت تاثیر هوشیاری عمومی بعد از جنگ جهانی دوم بهوجود آمد. پست مدرنیسم به مکتب فلسفی، فرهنگی و هنری اشاره دارد که فاقد سلسله مراتب مرکزی با اصول ساخت یافته مشخص است و در مجموع مغایر با فلسفه و زیباییشناسی مدرن است. ساختارشکنی به عنوان رویکردی شاخص از هنر این دوره است که ردپای آن در آثار بسیاری از هنرمندان پست مدرن همچون مایسن مارتین مارجیلا به چشم میخورد. این طراح بلژیکی در میان موج طراحان مد معاصر جایگاهی پیشگام دارد؛ بهطوریکه واژه مد ساختارشکن اولین بار برای توصیف مجموعههای او بهکار رفت. این مقاله با رویکردی کیفی و ماهیتی توصیفی- تحلیلی بر آن است تا مولفه ساختارشکنی را در آثار طراحی لباس این هنرمند معرفی و شناسایی کند هم چنین با شناخت این مولفه در شیوه ها، ایده ها و زمینه های نمایش آثار وی به معرفی سهم و جایگاه این هنرمند به عنوان یکی از هنرمندان آغازگر جریان پست مدرنیسم در طراحی لباس بپردازد. ظهور مولفه ساختارشکنی که یکی از اصلی ترین مولفه های دوران پست مدرن است که آن را در آثار مارجیلا به چندین حالت مشاهده و طبقه بندی کرد. ظهور مولفه ساختارشکنی در آثار مایسن مارتین مارجیلا نه تنها جایگاه وی را به عنوان یکی از پیشگامان جریان پست مدرنیسم در طراحی لباس تثبیت کرده است، بلکه به گونه ای او را در خلق آثاری شاخص برای بیان ایده ها و مفاهیم دیگر این جریان همچون کارناوال،گروتسک، زرق و برق، زمان و سایر مولفه های ساختارشکنی یاری می رساند.