الزام فروشنده به رفع عدم انطباق در تخلّف اوصاف موضوع قرارداد در فقه امامیه و کنوانسیون بیع بین‌المللی کالا

نویسندگان

1 استاد، گروه حقوق خصوصی، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران.

2 دانش‌پژوه سطح چهار و مدرس حوزۀ علمیۀ قم؛ دانشجوی دکتری حقوق خصوصی دانشگاه قم، قم، ایران.

doi
10.30513/cjd.2025.6164.1976
چکیده

علی‌رغم لزوم عقلایی و شرعیِ وفا به قراردادها، در بسیاری از معاملات تخلّف از وصف رخ می‌دهد و پس‌از انعقاد قرارداد یا بعد از تحویل کالا، معلوم می‌شود کالای مورد معامله، اوصاف موردنظر را نداشته است. در فقه و حقوق ایران تنها اثر شناخته‌شدۀ تخلّف از وصف در قراردادها خیار فسخ است، درحالی‌که فسخ معامله در بسیاری از موارد ممکن است برخلاف منافع مشروط‌ٌله یا طرفین قرارداد باشد. ازاین‌رو، لازم است با تجدیدنظر در منابع فقهی سایر ضمانت اجراهای تخلف وصف بررسی گردد. یکی از این ضمانت‌اجرا‌ها که به‌طور شایسته به آن پرداخته نشده، امکان الزام به رفع عدم انطباق کالاست. در این پژوهش با روش استنباطی، مبانی فقهی «الزام به رفع عدم انطباق کالا» بررسی شده و به مقایسۀ این مسئله در فقه اسلامی، حقوق ایران و کنوانسیون بیع بین‌المللی کالا پرداخته شده است. ماهیت شرط وصف، ارتکازات عقلایی و برخی احادیث، از ادلۀ الزام فروشنده به رفع عدم انطباق در معاملات عین معیّن به شمار می‌آید که در این تحقیق به‌طور ویژه مورد توجه قرار گرفته است.