ارزیابی ظرفیت برد منابع آب حوضه های آبریز با استفاده از رویکرد ترکیبی شبیه سازی و ارزیابی مبتنی بر شاخص؛ مطالعه موردی: حوضه آبریز زرینه رود

نویسندگان

1 دانشگاه الزهرا

2 دانشگاه آزاد اسلامی

3

doi
چکیده

در سال­های اخیر به دلیل تخریب شدید محیط­زیست در سراسر جهان، بررسی تأثیر فعالیت‌های انسانی بر محیط­زیست و همچنین توسعه هماهنگ سیستم­های اجتماعی- اقتصادی با یک محیط­زیست پایدار، کانون توجهات قرار گرفته است. روش­های مختلفی، جهت ارزیابی تأثیرات این فعالیت­ها بر محیط­زیست و شبیه­­سازی سیستم جفت شده انسانی- طبیعی توسعه داده شده است. یکی از این روش­ها، "ظرفیت برد منابع آب 1 " است که با توسعه مفهوم "ظرفیت برد 2 " در علم مدیریت منابع آب ایجاد شده است. این پژوهش از این مفهوم جهت ارزیابی مدیریت منابع آب استفاده کرده است؛ و با توسعه روش­های قبلی و با تلفیق روش شبیه­سازی، روش ارزیابی مبتنی­بر شاخص و عامل تعیین کننده فشار- پشتیبانی چارچوب جدیدی را جهت ارزیابی ظرفیت برد منابع آب ایجاد کرده است. همچنین رویکردی جهت ارزیابی ظرفیت برد اتخاذ شده است که برخی از چالش­های موجود در این زمینه مانند عدم توجه به وضعیت سلامت محیط­زیست و امکان تبادل­پذیری بین شاخص­ها را برطرف می­کند. رویکرد اتخاذ شده و چارچوب ایجاد شده جهت ارزیابی ظرفیت برد منابع آب در حوضه آبریز زرینه­رود و در دوره 2015-1987 به کار برده شد. با توجه به روند تغییرات شاخص­های ارزیابی و ارائه تحلیل­های بهتر، دوره مورد بررسی، به سه دوره، دوره اول (1999- 1987)، دوره دوم (2006-2000) و دوره سوم (2015- 2007) تقسیم­ شد. ارزیابی­ها و تحلیل­ها هم به صورت سالانه و هم به صورت دوره­ای انجام شد. نتایج به دست آمده حاکی از این است که بارگذاری بر منابع آب فقط در دوره اول در محدوده ظرفیت برد منابع آب بوده و در دوره­های دوم و سوم، منابع آب بیش از حد بارگذاری شده­ است. براساس استانداردهای ارزیابی، ظرفیت برد منابع آب و وضعیت سلامت محیط­زیست در هر دوره نسبت به دوره قبل یک سطح پایین­تر آمده و در دوره سوم به پایین­ترین سطح ممکن رسیده است. بررسی فشار- پشتیبانی منابع آب بیانگر این است که در هر دوره نسبت به دوره قبل فشار وارد بر منابع آب افزایش و توانایی پشتیبانی منابع آب کاهش یافته است. این اوامر بیانگر این است که سیاست­های اعمال شده در حوضه، توسعه سریع اقتصادی را دنبال کرده­اند و هیچ توجهی به توانایی پشتیبانی منابع آب نداشته­اند. این سیاست­ها نه تنها به بهبود وضعیت حوضه کمک نکرده بلکه شرایط آن را به مراتب بدتر کرده­اند. بنابراین لازم است که به طور کلی در سیاست­های اعمال شده تجدید نظر شود و هرچه سریع­تر سیاست­های لازم در جهت بهبود ظرفیت برد منابع آب اتخاذ شود. از آنجا که نتایج به دست آمده انطباق و همخوانی بسیار خوبی با واقعیت­های منطقه و بیان کارآیی سیاست­های اعمال شده داشته­اند لذا می­تواند جهت بررسی سیاست­ها در سایر موارد مشابه مورد استفاده قرار گیرد. به‌علاوه چارچوب ایجاد شده امکان ارزیابی سناریوها و پیش­بینی شرایط آینده را فراهم می­کند. این چارچوب همچنین می­تواند تأثیر سیاست­های مختلف را بر منابع آب، جامعه، اقتصاد و محیط­زیست حوضه ارزیابی کند و بستر مطمئنی را برای تحقیقات آینده ایجاد کرده است.