مطالعه نشانهشناسی پوشاک اقوام لرستان در تبیین هویت فرهنگی
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد، گروه طراحی پارچه و لباس، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائمشهر، قائمشهر، ایران
2 استادیار، گروه مهندسی نساجی و پوشاک، دانشگاه آزاد اسلامی واحد قائمشهر، قائمشهر، ایران
3 دکتری پژوهش هنر، گروه هنر و معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم تحقیقات، تهران، ایران
doi
10.22075/aaj.2021.18791.1087چکیده
پوشاک، یکی از مهمترین ابزار شکلگیری و توسعه فرهنگ است. پژوهشگران با عبور از دوره ساختارگرایی و عصر مدرنیسم و رسیدن به دوره پستمدرنیسم، توجه ویژهای به سنن گذشته، آیین و هنر اقوام نشان داده و به مطالعه کهنالگوها، نمادها و هنرهای اقوام پرداختهاند. رویکرد نشانهشناسی، با دیدگاههای سوسور و پیرس در ابتدای نیمه اول قرن بیستم مطرح شده و در بسیاری از پژوهشها برای خوانش نظام ساختاری و معنایی نشانه و نمادها در آثار هنری به کار رفته است. خوانش تحلیلی پوشاک اقوام با رویکرد نشانهشناسی، گونهای از این کاربرد است که ما را با لایههای عمیق فرهنگی روبهرو میکند و با جهانبینی و فرهنگ بومی درون تمدّنها آشنا میسازد. در پژوهش حاضر، به مطالعه عناصر بهکاررفته در دوازده نمونه پوشاک مردانه و زنانه میپردازیم. برای این کار، مؤلّفههای شکل، رنگ، بافت، اندازه و نقشمایهها را واکاوی میکنیم. شناخت نشانههای نمادین، آیکون و هایپرآیکون بهکاررفته در پوشاک، ما را با مجموعهای از نظام ارزشی، کارکردهای زیباییشناختی، فردی، اجتماعی و فرهنگی اقوام آشنا میکند. مسئله اصلی پژوهش، آن است که ماهیت نظام ساختاری و نظام معنایی نشانه و نمادها را در تعامل با هویت فرهنگی متأثّر از پوشاک اقوام لرستان، مورد خوانش قرار گیرد. پژوهش، اهداف کاربردی و از نوع کیفی دارد که با روش پژوهش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. جمعآوری اطلاعات به روش اسنادی و میدانی از طریق مراجعه به کتابخانه میراث فرهنگی، موزه مردمشناسی و بازارچههای سنّتی انجام گرفته است. بررسیها نشان میدهد که عوامل تأثیرگذار در شکلگیری پوشاک اقوام لرستان عبارتاند از: اعتقادات ملّی-آیینی، همچون سنّت، آداب و رسوم، مذهب و شرایط اقلیمی. تأثیر این عوامل در شکل، طرح، رنگ و جنس پارچه و بهرهگیری از ابزارهای فرهنگی-اقتصادی در یک لباس، بیانگر پوشیدگی، اصالت، زیبایی و ارزشگذاری این اقوام بر فرد و اجتماع است.