هژمونی آمریکا در افغانستان و چالش ابعاد نظامی، اجتماعی و اقتصادی امنیت در شرق ایران(2001-2021)

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم سیاسی دانشگاه مازندران

2 فارغ التحصیل کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه مازندران

doi
10.30479/psiw.2022.16622.3068
چکیده

هدف: تجاوز نظامی به افغانستان، رویکرد تهاجمی رهیافت واقع­گرایی در سیاست خارجی آمریکا با هدف دستیابی به موازنه قدرت و هژمونی در برابر دشمنان در مرکز آسیا را آشکار ساخت. راهبردی که با هدف حفظ هژمونی و تأمین امنیت حداکثری با محاصره قدرت­های منطقه­ای از طریق استقرار تسلیحات و تجهیزات استراتژیک، گسیل گسترده نیروهای نظامی هم­پیمان ناتو و سیاست­های مداخله­جویانه برای ضربه زدن به امنیت ملی کشورهای همسایه افغانستان دنبال گردید. با بیان این گزاره­ها، پرسش اصلی این است که ایالات متحده در طول دو دهه حضور در افغانستان، از چه اهرم­هایی برای ضربه زدن به امنیت ملی ایران استفاده کرد؟ روش: این مقاله درصدد است تا با روش توصیفی –  تحلیلی و بر پایه گردآوری منابع اسنادی –  کتابخانه­ای، به بررسی فرضیه­ پژوهش در چارچوب ابعاد نظامی، اجتماعی و اقتصادی مکتب کپنهاگ بپردازد. یافته­ ها: استراتژی­های محاصره نظامی، توسط پایگاه­های نظامی و پیشبرد طرح­های جاسوسی از غرب افغانستان، گسترش شکاف­های قومی و مذهبی با هدف ترویج خشونت و تنش در جنوب شرق ایران برای مقابله با طرح­های اقتصادی و توسعه کمی و کیفی تولید مواد مخدر در مجاورت مرزهای ایران، به­منظور تضعیف امنیت ملی ایران دنبال گردید. نتیجه­ گیری: حضور پررنگ نظامیان ایالات متحده در افغانستان و استقرار انواع جنگنده­ها و تسلیحات راهبردی – جاسوسی در پایگاه­های مجاور مرزهای شمال شرق ایران، بزرگترین تهدید برای امنیت نظامی ایران بود. از طرفی، حمایت مستقیم مالی و سیاسی از تجزیه­طلبان قومی، تنها خشونت­های اجتماعی، تنش­های قومی و تحرکات مسلحانه را تقویت کرد و درنهایت افزایش تولید مواد مخدر در غرب افغانستان، به بحرانی کردن مرزها و گسترش اعتیاد در جامعه انجامید که امنیت اجتماعی و اقتصادی را تضعیف نموده است.