بهینهسازی و القای ژنتیکی ریشههای موئین گیاه دارویی کلوس (Kelussia odoratissima Mozaff)
نویسندگان
1 دانشآموخته کارشناسی ارشد، بیوتکنولوژی، دانشکده کشاورزی، گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشگاه لرستان، خرمآباد
2 استاد، دانشکده کشاورزی، گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشگاه لرستان، خرمآباد
3 دانشآموخته دکتری، اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی، گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشگاه لرستان، خرمآباد
doi
10.22092/ijrfpbgr.2022.356510.1395چکیده
کلوس (Kelussia odoratissima Mozaff) یکی از گیاهان دارویی، ادویه ای و معطر انحصاری ایران است که در نقاط محدودی در کشور میروید. با توجه به اهمیت ترکیبات داروئی آن در طب سنتی، برداشت بیرویه، کلوس را در معرض انقراض قرار داده است. از اینرو، برای جلوگیری از انقراض کلوس، میتوان از کشت بافت گیاهی در جهت تولید ترکیبات مفید و متابولیت های ثانویه استفاده نمود. کشت ریشه موئین یک سیستم کارآمد برای تولید ترکیبات داروئی و متابولیت ثانویه ارزشمند در گیاهان است. به همین منظور، برای بررسی اثر فاکتورهای مختلف بر روی القاء و تولید ریشه موئین در گیاه کلوس، از دو سویه بیماریزای Agrobacterium rhizogenes (A4 و ATCC15834)، دو ریزنمونه (لپه و زیرلپه)، سه سطح استوسرینگون و سه سطح گلوگز به صورت آزمایش فاکتوریل بر پایه طرح کاملا تصادفی با سه تکرار استفاده شد. نتایج نشان داد که هر دو سویه اگروباکتریوم توانستند سبب القاء ریشه موئین در گیاه کلوس شوند. همچنین سویه اگروباکتریوم ATCC15834 در محیط کشت MS پایه با µM 100 استوسرینگون در حضور 0/5% گلوکز بالاترین کارایی را در تولید ریشه های موئین در ریزنمونههای لپه داشت و کمترین میزان تولید ریشه موئین در سویه اگروباکتریوم A4 در محیط کشت MS پایه بدون استوسرینگون و گلوکز در هر دو ریزنمونه مشاهده شد. صحت القاء ریشه ها توسط A. rizhogenes به کمک PCR و آغازگرهای اختصاصی ژن rolC نیز تایید شد. نتایج این تحقیق برای اولین بار نشان داد که القاء ریشه موئین در ریزنمونههای کلوس امکان پذیر است .