تعیین بهترین ترکیب ریزنمونه و تنظیم‌‌کننده‌های رشدی بر کالوس‌زایی، اندام‌زایی غیرمستقیم، پرآوری و ریشه‌زایی اسطوخودوس (.Lavandula officinalis L)

نویسندگان

1 استادیار، گروه مهندسی تولید و ژنتیک گیاهی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان

2 دانش‌آموخته کارشناسی ارشد، گروه علوم باغبانی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان

3 استاد گروه علوم باغبانی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان

4 دانشیار، گروه علوم باغبانی، دانشکده کشاورزی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی خوزستان

doi
10.22092/ijrfpbgr.2022.359072.1423
چکیده

اسطوخودوس (.Lavandula officinalis L) یکی از گیاهان مرتعی در سراسر جهان است که به ­عنوان گیاه دارویی- زینتی نیز پرورش می ­یابد. تکنیک ­های کشت بافت گیاهی روش جایگزینی برای تولید انبوه گیاهان اسطوخودوس می­باشد و می ­تواند بر مشکلات ناشی از تکثیر زایشی غلبه نماید. به ­منظور تأثیر ترکیب­ ها و غلظت­ های مختلف تنظیم‌کننده‌های رشدی و همچنین تأثیر نوع ریز نمونه بر فرآیندهای کالوس ­زایی، اندام ­زایی و ریشه ­زایی اسطوخودوس، پژوهشی در قالب طرح کاملاً تصادفی در سه تکرار اجرا گردید. در این پژوهش در مراحل مختلف پاسخ ­های متفاوتی نسبت به ترکیب ­های تنظیم­ کننده رشدی مشاهده شد. ریزنمونه کوتیلدون در محیط کشت شامل 0/5 میلی­گرم در لیتر2,4-D  به­ همراه 0/25 میلی­گرم در لیتر BAP بهترین تیمار جهت کالوس ­زایی بود. در اندام ­زایی غیرمستقیم، بیشترین تعداد شاخه و درصد اندام­ زایی به‌دست‌آمده در محیط کشت حاوی 2 میلی­گرم در لیتر KIN حاصل شد. همچنین بیشترین تعداد شاخه از تیمار 0/5 میلی­گرم در لیتر BAP همراه با 0/5 میلی­گرم در لیتر KIN همراه با 0/1 میلی‌گرم در لیتر IBA به­دست آمد. یافته ­ها نشان داد بهترین محیط کشت ریشه ­زایی محیط کشت حاوی 1 میلی­گرم در لیتر IBA بود. بیش­ترین درصد زنده ­مانی در کشت گلدان مربوط به بستر کشت پرلیت توأم با کوکوپیت بود. به‌طورکلی نتایج به‌دست‌آمده یک سیستم کارآمد باززایی کامل برای این گیاه معرفی کرد که می­تواند در تکثیر سریع رویشی، نگهداری ژرم ­پلاسم، و برنامه­ های اصلاح مولکولی از طریق مهندسی ژنتیک مورد استفاده قرار گیرد.