کارایی نشانگرهای مولکولی RAPD و SCOT در تمایز جمعیتهای خارشتر (Alhagi maurorum)
نویسندگان
1 دانشیار، گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی، دانشگاه بیرجند
2 دانشآموخته کارشناسی ارشد اصلاح نباتات، گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی، دانشگاه بیرجند
3 استادیار گروه زراعت و اصلاح نباتات دانشکده کشاورزی، دانشگاه بیرجند.
doi
10.22092/ijrfpbgr.2022.357952.1415چکیده
بررسی تنوع ژنتیکی اهمیت ویژهای دردرک چگونگی ایجاد جمعیتها در طول زمان و مکانهای جغرافیایی دارند. در این تحقیق تنوع ژنتیکی 22 جمعیت خارشتر (Alhagi maurorum) با استفاده از 27 آغازگر RAPD و 24 آغازگر SCOT طی سالهای 98-1397 مورد مطالعه قرار گرفت. از 27 آغازگر RAPD، 19 و از 24 آغازگر SCOT، 18 آغازگر چندشکلی بالایی نشان دادند. در مجموع آغازگرهای RAPD، 100 درصد چندشکلی و آغازگرهای SCOT، 42/95 درصد چندشکلی نشان دادند. بالاترین شاخص محتوای اطلاعات چندشکلی را آغازگرهای R3 و R11 (42/0) و S12 (44/0)، بالاترین شاخص نسبت چندشکلی (EMR) را آغازگرهای R10 (17) و S2، S4،S6 ، S7 وS10 (13)، بالاترین شاخص نشانگری (MI) را آغازگرهای R13 (92/5) و S7 (36/5) و بالاترین شاخص قدرت تفکیک (RP) را آغازگرهای R4 (54/9) و S14 (7/11) به خود اختصاص دادند. نتایج تجزیه واریانس مولکولی نشان داد که در هر دو نشانگر 14 درصد از تغییرات مربوط به بین گروهها و 86 درصد مربوطه به درون گروهها بود. تجزیه خوشهای بر اساس دادههای نشانگر RAPD، جمعیتها را در سه و بر اساس نشانگر SCOT، جمعیتها را در شش خوشه گروهبندی نمود. بررسی خوشهها نشان داد که تنوع ژنتیکی از تنوع جغرافیایی تبعیت نمی کند و پیشنهاد می شود که در مطالعات آتی از تلاقی بین جمعیت تهران با جمعیتهای گناباد، طبس، بشرویه، سربیشه و نیلشهر که فاصله ژنتیکی بیشتری دارند، جهت ایجاد دورگهای برتر استفاده شود. کلیه پارامترهای ژنتیکی در هر دو نشانگر تقریبا برابر و بر این اساس کارایی هر دو نشانگر در مطالعه کنونی تقریباً یکسان بود.