فرایند هژمونی گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی از خرداد 1342 تا خرداد 1360
نویسندگان
1 هیأت علمی
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد علوم سیاسی، دانشگاه شهید بهشتی
doi
10.2783.4999/QJPR.2003.1116.106چکیده
انقلابها را میتوان در سطوح ریشهها و دلایل؛ روندها ؛ پیامدها و نتایج تحلیل کرداین مقاله بر موضوع ریشههای گفتمانی شکل گیری انقلاب و نیز روند گذار به نظام پساپهلوی متمرکز شدهاست. انقلاب اسلامی حاصل رقابت گفتمانهای چپ، پهلویسم، اسلام سیاسی فقاهتی و ملی گرایی است که برای رسیدن به مقام هژمونی چندین دهه با هم منازعه داشتند. رقابت و منازعات گفتمانی دهههای1340تا 1360 بازه زمانی این مقاله را تشکیل میدهد. در این نوشتار با به کارگیری چارچوب نظری-روشی گفتمان به چراییِ یک برجستهسازی و پیروزی و یک به حاشیهرانی و شکست پرداخته است. چگونه گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی در منازعه گفتمانیِ رخدادهای مرتبط با انقلاب در مقایسه با گفتمان ملیگرای سیاسی-مدنی از خرداد 1342 تا خرداد 1360برجسته شد؟ پاسخ این پرسش در قالب این فرضیه صورتبندی شدهاست:گفتمان اسلام سیاسی فقاهتی با برقراری تناسب بین استراتژی و کانونهای ابژهساز و ابژههای گفتمانی و به کارگیری استراتژیها و تاکتیکهای(تکنولوژی)برجستهسازی و به حاشیهرانیِ سختافزاری و نرمافزاریِ قدرت و همچنین به پشتوانه سوژگی امام خمینی، بیناگفتمانی استعاری و اسطورهای را مفصلبندی کرد و در نهایت برجسته شد و هژمونی یافت اما گفتمان ملیگرا به دلیل عدم برخورداری از موارد مذکور به حاشیه رانده شد و شکست خورد. فرضیه این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی پردازش شدهاست.