اثرات اقتصاد دانشبنیان بر جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی ( نظریه همگراییهای اقتصادی- منطقهای برای کشورهای عضو اکو)
نویسندگان
1 خوارزمی
doi
10.22067/erd.v24i13.61082چکیده
همزمان با گسترش بحث جهانیشدن در کنار ظهور عصر اقتصاد دانشپایه، برخی از اقتصاددانان بر این باورند که بینالمللی کردن بازارهای جهانی به ضرر کشورهای درحالتوسعه خواهد بود. ازاینرو، منطقهگرایی و تشکیل ترتیبات منطقهای مطرح شده تا از این طریق کشورها بتوانند خود را در مقابل مشکلات و بحرانهای جهانی حفظ کنند. در ضمن با شناخت مزیتهای نسبی و تکیه بر ظرفیتهای جدید عصر دانایی و تقویت نهادها و بسترهای اقتصاد دانشبنیان، ارتقای سرمایهگذاری خارجی و متعاقب آن رشد اقتصادی را در درون منطقه میسر سازند. در مقاله حاضر، پس از بررسی تئوریها و ادبیات موضوع مشترک سه مبحث اقتصاد دانشبنیان، منطقهگرایی و سرمایهگذاری مستقیم خارجی و در چارچوب الگوی اقتصادسنجی جاذبه، اثرات اقتصاد دانشبنیان در قالب الگوی همگراییهای اقتصادی – منطقهای بر جذب سرمایهگذاری مستقیم خارجی کشورهای اسلامی عضو اکو مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفت. نتایج به دست آمده نشان میدهد اقتصاد دانشبنیان اثرات مثبت بر جذب سرمایهگذاری خارجی بین کشورهای منتخب دارد؛ بهطوریکه طبق نتایج برآورد شده بهبود هر واحدی شاخص ترکیبی اقتصاد دانشبنیان در کشور میزبان در حدود 41 میلیون دلار بر حجم سرمایهگذاری مستقیم خارجی افزوده است.