قانون‌خواهی (شکل‌گیری مفهوم نظم) در اندیشۀ روشنفکران ایران سدۀ نوزدهم

نویسندگان

1 استاد علوم سیاسی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

2 دانشجوی دانشگاه تهران

doi
10.2783.4999/QJPR.2003.1109.103
چکیده

چکیدهرویدادهای سدۀ نوزدهم میلادی در ایران، گفتمان­های بسیاری را وارد عرصۀ سیاسی کشور نمود و ادبیات جدیدی در سیاست ایران­زمین از سوی روشنفکران، سیاحان و متفکران تحول­خواهی تولید شد که از همه مهم­تر و برجسته­تر؛ تلاش­های کم­سابقه جهت استقرار نظم و قانون در کشور بود. ایده­ قانون­خواهی از یک سو، تحت تاثیر اوضاع اسفناک ایران سدۀ نوزدهم و از سوی دیگر، از رهگذر قیاس ایران با بلاد خارجه، در اندیشۀ روشنفکران آن دوران به وجود آمد. این ایده به مثابه یگانه راه­حل برای تأمین مصالح عامه، گذار از بحران­های وهن­آمیز و نجات ایران در حال احتضار از سوی روشنفکران مطرح شد. مقالۀ حاضر با روش تحلیلی-توصیفی به دنبال پاسخ به این سوال اصلی است که چه علل و انگیزه­هایی  موجب شد تا نخبگان و روشنفکران ایران­زمین در اجماعی کم­سابقه، به قانون به عنوان چارۀ دردهای مزمن وطن متوسل شوند؟ بدین سان، ایدۀ محوری پژوهش این است که درک اندیشۀ سیاسی ایران سدۀ نوزدهم به ویژه گرایش متفکران به قانون و استقرار نظم، منوط به فهم زمانۀ روشنفکران و گفتمان مسلط بر جامعۀ ایران سدۀ نوزدهم است. زمانه­ای که متأثر از چالش­ها و مصائب درونی و آشنایی با جهان غرب بود، پرسش­هایی در اذهان روشنفکران ایرانی ایجاد نمود که عقب­ماندگی، کانون محوری این پرسش­ها بود و آنان هوشمندانه، مناسب­ترین پاسخ را در فقدان قانون خلاصه کردند.