تبیین شیوه عملکرد و اهداف سیاست «فشار حداکثری» آمریکا در قبال جمهوری اسلامی ایران

نویسندگان

1 دانشیار و عضو هیات علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه یاسوج

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد روابط بین الملل، دانشگاه علوم تحقیقات تهران

doi
10.30479/psiw.2023.17262.3112
چکیده

هدف: دونالد ترامپ، از زمان مبارزات انتخاباتی، برجام را توافقی فاجعه­بار برای ایالات متحده معرفی کرده و پس از پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری سال 2016 و راهیابی به کاخ سفید نیز باوجود تمدید تعلیق تحریم­های ایران، این کشور را به نقض برجام متهم می­کرد. برای ترامپ و تیم امنیت ملی وی، برجام توافقی ناقص بود که برنامه موشکی و سیاست منطقه­ای ایران را در بر نمی­گرفت. از این رو ایالات متحده، پس از خروج از برجام، با بازگرداندن تحریم­های مرتبط با برنامه هسته­ای و وضع تحریم­های اضافه، درصدد اعمال فشار حداکثری بر ایران برآمد. با این توصیف، هدف پژوهش پیش­رو، بررسی و تبیین این مسأله است که نحوه عملکرد، سازو کار و اهداف سیاست فشارحداکثری ایالات متحده در دوره ترامپ، در قبال جمهوری اسلامی ایران چگونه بوده است. روش: روش پژوهش، کیفی از نوع تبیینِ علی بوده و روش گرد­آوری داده­های مورد نیاز، کتابخانه­ای و  همچنین از منابع مکتوب و فضای مجازی بهره گرفته شده است. یافته­ ها: بر پایه یافته­ های پژوهش، ایالات متحده در دوره ریاست جمهوری ترامپ، از طریق «امنیتی­سازی» حداکثری بر آن بود تا با بازنمایی مجدد ایران به­مثابه منبع عمده «تهدید» که این بار همه اقدامات ایران را در بر می­گرفت و معرفی این اقدامات به­عنوان تهدیدی علیه صلح و امنیت بین­المللی، به اعمال فشار حداکثری علیه ایران بپردازد. به دیگر سخن، برای مشروعیت­بخشی به سیاست فشار حداکثری علیه ایران، می­بایست اقدامات ایران به­عنوان تهدیدی بین­المللی جلوه داده شود. بر ­این ­پایه، امنیتی­سازی حداکثری ایالات متحده، سه محور بنیادین داشت که عبارت بود از: برنامه هسته­ای، برنامه موشکی و سیاست منطقه­ای ایران. نتیجه: با توجه به مواضع متفاوت و ناهمگون مخاطبان این سیاست، می­توان گفت این واقعیت مورد توجه و تصدیق خود غرب نیز قرار گرفته که سیاست فشار حداکثری دولت ترامپ، در عمل شکست خورده و دیپلماسی و توافق بهترین روش در قبال ایران است.