رویکردهای تفسیر قرارداد: بافتگرایی و متنگرایی، با تأکید بر قصد طرفین
نویسندگان
1 استادیار گروه حقوق خصوصی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری تخصصی حقوق خصوصی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران شمال، تهران، ایران
3 استادیار گروه حقوق خصوصی، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد تهران شمال، تهران، ایران
doi
10.30513/cjd.2022.3804.1639چکیده
تفسیر قرارداد از مهمترین مباحث در حقوق قراردادهاست. طرفین قرارداد ممکن است در معنای الفاظ و عبارات قرارداد اختلاف کنند. اختلاف در قرارداد، اجرای تعهدات قراردادی را با مانع روبهرو میکند و دادگاهها برای حل اختلاف و اجرای تعهدات قراردادی باید قرارداد را تفسیر کنند. کشف قصد مشترک طرفین، مهمترین هدف تفسیر است. متنگرایان و بافتگرایان هر دو داعیه کشف قصد طرفین را دارند. متنگرایان قصد عینی را همان قصد واقعی طرفین تلقی و آن را در متن قرارداد جستجو میکنند. در مقابل، بافتگرایان قصد ذهنی را اراده واقعی و اصیل طرفین قرارداد دانسته، متن قرارداد را بدون توجه به بافتی که قرارداد در آن شکل گرفته است، منبعی ناقص میدانند. در این مقاله، کشف قصد واقعی ذیل اصل آزادی و حاکمیت اراده به عنوان یکی از مهمترین ارزشهای نظامهای حقوقی در حوزه حقوق قراردادها مفروض است. از این رو، میزان توانایی وصول به قصد واقعی، ملاک اصلی ارزیابی هر یک از این رویکردهاست. رویکرد بافتگرا با به کارگیری ادله گسترده، توانایی و دقت بیشتری در کشف قصد واقعی طرفین دارد. اگرچه رویکرد متنگرا در مواردی با قصد واقعی طرفین منطبق است، به دلیل محدودیت در منابع مورد استناد، توفیق چندانی در کشف قصد واقعی طرفین ندارد. در این پژوهش با اتکا به روش توصیفی ـ تحلیلی و با ارزیابی قواعد هر یک از این رویکردها میتوان گفت نظامهایی که قرارداد را صرفاً ابزاری برای تحقق بخشیدن به ارزشهای اقتصادی در معاملات میدانند، بیشتر به رویکرد متنگرا متمایلاند. در مقابل، در نظامهایی که در آنها قرارداد خود واجد ارزش ذاتی است و تحقق قصد طرفین فارغ از ارزشهای اقتصادی موضوعیت دارد، به رویکرد بافتگرا اقبال بیشتری دارند. بر این اساس، به نظر نگارندگان، پایان دادن به جدال ناتمام متنگرایی و بافتگرایی در گرو بررسی اولویتهای ارزشی یک نظام حقوقی در حوزه حقوق قراردادهاست؛ مسئلهای که در پژوهشهای دو دهه اخیر مغفول مانده است.