تاثیر خشکی برتنوع گونه راش شرقی با استفاده ازنشانگر مولکولی ریزماهواره و ایزوآنزیم پراکسیداز
نویسندگان
1 نویسنده مسئول مکاتبات، دانشیار، دانشکده علوم جنگل، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان پست الکترونیکی: azadfar@gau.ac.ir
2 استاد، مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران
3 دانش آموخته دکترای علوم جنگل، دانشکده علوم جنگل، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان
4 دانشیار، دانشکده مهندسی فناوریهای نوین، دانشگاه شهید بهشتی، تهران
doi
10.22092/ijrfpbgr.2020.125964.1339چکیده
راش شرقی یکی از مهمترین گونههای پهنبرگ جنگلهای هیرکانی بوده و قابلیت سازگاری فنوتیپی و ژنتیکی این گونه به تغییرات اقلیمی اهمیت بسیاری دارد. تعیین کمیّت و ارزیابی تنوع ژنتیکی بین و درون جمعیتهای گونه راش این امکان را فراهم میکند تا تنوع جمعیتها به بهترین نحو حفظ و نگهداری شود. این پژوهش روی درختان بالغ چهار جمعیت (منطقه) مختلف از این گونه در دو گرادیان شاخص خشکی از غرب به شرق و ارتفاع پایینبند به بالابند در جنگلهای هیرکانی (جنگل شفارود گیلان، جنگل خیرودکنار پایینبند و بالابند مازندران و جنگل شصتکلاته گلستان) انجام شد. بررسی تنوع ژنتیکی و اکوتیپی در جمعیتهای مادری به کمک هفت نشانگر ریزماهواره و یک نشانگر بیوشیمیایی انجام گردید. نتایج حکایت از تنوع بالا در تمام جمعیتها بهویژه جمعیت شصتکلاته گلستان داشت. نتایج آنالیز واریانس مولکولی با نشانگر ریزماهواره SSR نشان داد که 77 درصد از کل تنوع مربوط به درون جمعیتها و 23 درصد مربوط به بین جمعیتها بود. نتایج این تحقیق نشان داد که وجود تنوع ژنتیکی بیشتر در درون جمعیتهای راش جنگلهای هیرکانی حکایت از پایه ژنتیکی قوی آنها برای سازگاری با شرایط محیطی داشته و ممکن است سازگاری کوتاهمدت به تغییرات اقلیمی را تسهیل نماید. از سوی دیگر وجود تنوع ژنتیکی بالاتر در منطقه شصتکلاته نسبت به سایر مناطق، نشاندهنده وجود نیروهای تکاملی قویتر برای سازگاری درختان با شرایط محیطی منطقه است. همچنین جریان ژنی بیشتر در جمعیتهای دگرگشن راش شرقی باعث تمایز ژنتیکی کم بین جمعیتها در گرادیان شاخص خشکی جنگلهای هیرکانی شده است.