تحلیل تورم در ایران با بکارگیری مؤلفههای ساختاری و نهادی
نویسندگان
1
2
3 دانشگاه یزد
4 دانشگاه علوم پزشکی تهران
5
doi
10.22051/ieda.2025.52214.1475چکیده
این پژوهش با هدف تحلیل نقش مؤلفههای ساختاری و نهادی در پایداری تورم در اقتصاد ایران انجام شده است. با تکیه بر نظریه ساختارگرایی و اندیشههای رائول پربیش، متغیر «وابستگی اقتصادی» بهعنوان یکی از عوامل مؤثر بر تورم معرفی شده و در کنار شاخصهای حکمرانی شامل کنترل فساد، ثبات سیاسی و کارایی دولت در قالب مدل بالادستی تورم بررسی شده است. دادههای سالانه طی دوره ۱۳۶۵ تا ۱۴۰۱ با استفاده از روش خودرگرسیون با وقفه توزیعی (ARDL) تحلیل شدهاند. نتایج حاصل از برآورد مدلها نشان میدهد که وابستگی اقتصادی و نرخ ارز اثر افزایشی و معناداری بر تورم دارند، در حالیکه کنترل فساد اثر کاهنده قوی و معناداری دارد. یافتههای مدل ترکیبی نیز این روابط را تأیید میکند و نشان میدهد که اثرگذاری متغیرهای نهادی از طریق کانالهای ساختاری قابل ردیابی است. آزمونهای آماری از جمله آزمون F برای معناداری کلی مدل، آزمون Bounds برای وجود رابطه بلندمدت، آزمون ARCH برای بررسی ناهمسانی واریانس، و آزمون ECM برای تحلیل پویایی کوتاهمدت، همگی نشاندهنده اعتبار و برازش مناسب مدل هستند. علاوهبر این، آزمون CUSUM برای بررسی ثبات ساختاری مدل نیز حاکی از پایداری ضرایب در طول دوره مورد بررسی است. بر اساس نتایج، بهبود حکمرانی و کاهش وابستگی میتوانند نقش مؤثری در مهار تورم ایفا کنند.