بررسی انتقادی تعاریف عقد در فقه امامیه و ارائۀ نظریۀ تفاوت بنیادین «ماهیت عقد» با «انعقاد عقد»

نویسندگان

1 استادیار دانشگاه جامع امام حسین

2 دانشجوی کارشناسی ارشد حقوق عمومی دانشگاه امام صادق

doi
10.30513/cjd.2021.1827.1336
چکیده

ماهیت و نحوۀ کشف (یا برساخت) نهادهای اجتماعی و رابطۀ آن‌ها با اراده‌های انسانی، از مسائل مهم در مطالعات علوم انسانی هستند. پرسش اصلی این پژوهش، پرسش از ماهیت «عقد» به مثابۀ نهادی اجتماعی و نسبت ارادۀ متعاملین با این نهاد است. در مورد چیستی نهاد عقد در طول تاریخِ حقوق غربی و سنت اسلامیِ فقهای امامیه، نظریات و رویکردهای مختلفی وجود داشته است. مرور نظریات نشان می‌دهد که فقها عقد را به صور متعددی تعریف کرده‌اند. این تعاریف دارای سیری تاریخی بوده و دستخوش تغییراتی شده است؛ عده‌ای عقد را به مثابۀ «امر لفظی» و عده‌ای نیز آن را به مثابۀ «انشاء» و برخی دیگر آن را به مثابۀ «ربط» تعریف کرده‌اند. فرضیه این تحقیق آن است که در تمامی این تعاریف، یک مسئلۀ اساسی نادیده انگاشته شده است و آن عدم تفکیک بین مفهوم «عقد» و «عقد بستن» است. در این تعاریف، عقد به مثابۀ یک نهاد اجتماعی مورد توجه واقع نشده است. به عبارتی، عقد در دو معنا می‌تواند مراد ما باشد: اولاً به مثابۀ یک ماهیت و نهاد اجتماعی که در فقه امامیه برآمده از ارادۀ شارع بوده و ماهیت آن توسط فقیه کشف می‌گردد و ثانیاً به مثابۀ عملی توافقی بین دو ارادۀ انسانی برای الحاق به چهارچوب شرعی که از قبل موجود می‌باشد. برای این کار سعی داریم با روش استنباطی و تفسیری و استدلالی به بررسی جدی‌تر متون فقها و حقوق‌دانان بپردازیم.