پوپولیسم و کورپوراتیسم در پهلوی دوم: ابزارهایی نرم برای یک اقتدارگرایی سخت
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه اصفهان
doi
چکیده
این مقاله نشان میدهد که پهلوی دوم، از دهة 1340 به این سو، بهسمت نوعی اقتدارگرایی سخت حرکت کرده است و عموماً چنین استدلال میشود که این اقتدارگرایی بیشتر از طریق سازوبرگهای سرکوب عریان، مانند ارتش و نیروهای امنیتی ساواک، محقق شده است. در این مقاله مشخص میشود که رژیم پهلوی در این مسیر از سازوبرگهای سرکوب رقیق و ناپیدا، مانند ابزارهای پوپولیستی و کورپوراتیستی، نیز بهره گرفته است. بر این اساس، اولاً روشن میشود که این رژیم چگونه با توسل به این ابزارها درصدد مقابله با بحران نفوذ دولت مرکزی در مناطق پیرامونی؛ تضعیف طبقات بالا مانند زمینداران، بورژوازی صنعتی، و بورژوازی تجاری؛ و کسب رضایت و سکوت سیاسی طبقات پایین مانند دهقانان و کارگران برآمد. ثانیاً مشخص میشود که رژیم چگونه از طریق این ابزارها به دستکاری در ساختار نهادهای صنفی پرداخت، نهادهای صنفی مستقل را برچید و نهادهای صنفی وابستة دولتی را جانشین آنها کرد، و نهایتاً جامعة مدنی را به حوزهای تبدیل کرد که طرح استیلای رژیم در آن پی ریخته میشد. با این حال، انقلاب سال ۱۳۵۷ نشان داد که این شیوة مهندسی اجتماعی چگونه با تعمیق بحران مشارکت میتواند به شورش اجتماعی بینجامد.