بررسی حل دو بحران آذربایجان (1945) و انرژی (4-1973) بر اساس نظریه نظام جهانی جان فوران
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم سیاسی دانشگاه یاسوج
2 دانش آموخته کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه یاسوج
doi
10.2783.4999/QJPR.2003.1104.041چکیده
در این پژوهش به دنبال فرآیندهای دو بحران و رخداد تاریخی، سیاسی و اقتصادی در ایران، چون بحران آذربایجان (1945) و بحران انرژی (4-1973) میباشیم. سؤال اصلی این است که چگونه این دو بحران حل شد، آیا سیاست داخلی و خارجی و مقابله دولت مرکزی (سیاستمداری قوام السلطنه و سلطهگری محمدرضاشاه) و یا با در نظر گرفتن وابستگی ایران، فقط عملکرد قدرتهای خارجی در حل و فصل این دو بحران مؤثر واقع شدند؟ در این پژوهش از نظریه نظام جهانی جان فوران استفاده شده است. نتایج مقاله در مورد بحران آذربایجان نشان داد که نباید از اقدامات همهجانبه و زیرکانه قوامالسلطنه غافل شد اما در سطح بینالمللی نیز با هم داستان شدن انگلیسیها و آمریکاییها، به علاوه خروج کامل آمریکا از سیاست انزواگرایانه، آگاهی افکار عمومی و مطبوعات جهان از مباحث مطروحه در شورای امنیت سازمان ملل متحد، ادامه بحران آذربایجان را برای شوروی پرهزینه و غیر عقلانی ساخت، پس حل شدن این بحران از زاویه نظام جهانی بسیار تأثیرگذارتر از سیاست داخلی و خارجی ایران بوده است. در مورد بحران نفتی هم که باعث تغییراتی در نظام جهانی شد آمریکا نقش مؤثری در ایجاد و حتی پایان دادن به این بحران ایفا کرده است. هدف از پژوهش پیش رو پاسخ به پرسشهای پژوهش و بررسی درستی یا نادرستی فرضیه به شیوهی توصیفی - تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانهای و اسنادی است.