گزینش ژنوتیپ‌های برتر نسل دوم سیاه تاغ (Haloxylon aphyllum (Minkw.) L.) با روش‌های آماری چند متغیره

نویسندگان

1 استادیار، بخش تحقیقات منابع طبیعی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان قم، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، قم.

2 پژوهشگر، بخش تحقیقات منابع طبیعی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان قم، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، قم

3 استادیار، بخش تحقیقات منابع طبیعی، مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان قم، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، قم.

doi
10.22092/ijrfpbgr.2019.124346.1325
چکیده

گونه‌های جنس تاغ (Haloxylon sp.) از گیاهان سازگاری هستند که در برنامه­های تثبیت شن­های روان نتایج رضایت‌بخشی داشته­اند. به‌منظور بررسی قابلیت ژنتیکی نتاج ژنوتیپ‌های برتر سیاه تاغ، آزمایشی با 19 ژنوتیپ در سال 1392 در ایستگاه تثبیت شن­های روان حسین‌آباد قم در قالب طرح بلوک‌های کامل تصادفی با سه تکرار اجرا گردید. در طول پنج سال صفات مختلف مورفولوژیکی مورد ارزیابی قرار گرفتند. تجزیه واریانس دو طرفه و مرکب در مورد کلیه صفات نشان داد که بین میانگین بسیاری از صفات در بین ژنوتیپ‌ها در کلیه سال‌ها اختلاف معنی­داری وجود داشت. ارتفاع، قطر تنه اصلی و قطر بزرگ تاج در کلیه سال‌ها با یکدیگر همبستگی مثبت و معنی‌داری نشان دادند. ارتفاع در سال پنجم با ارتفاع و قطر تنه اصلی در سال‌های قبل همبستگی مثبت و معنی‌داری نشان داد. پنج عامل اول حاصل از تجزیه به مؤلفه‌های اصلی با داشتن مقادیر ویژه بالاتر از یک به‌عنوان عامل­های اصلی وارد تجزیه عامل‌ها شدند. عامل­های اول تا پنجم به­ترتیب «قطر تاج»، «ارتفاع»، «بقا و زنده‌مانی نهال‌ها»، «خسارت آفات و بیماری‌ها» و «آلودگی به سفیدک تاغ» بودند. براساس نتایج مقایسه میانگین­ها چهار گروه حاصل از تجزیه خوشه­ای از نظر تمامی صفات در سطوح احتمالی 1% و یا 5% با یکدیگر اختلاف معنی‌داری داشتند. ژنوتیپ‌های تشکیل دهنده خوشه دو از لحاظ ارتفاع، قطر تنه اصلی و قطر بزرگ تاج در کلیه سال‌ها برتر از سایر گروه‌ها بودند. این گروه شامل ژنوتیپ‌های با منشأ اولیه از یزد 4، سمنان 3، 5 و 6 بودند.