بررسی و نقد نظریۀ شخصیانگاری تملک انفال و اموال عمومی در فقه امامیه و حقوق ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی دانشگاه علوم اسلامی رضوی
2 عضو هیات علمی دانشگاه رضوی
doi
10.30513/cjd.2021.1833.1338چکیده
ماهیت اختصاص انفال و چگونگی تملک آنها در فقه و حقوق، نقش بسزایی در حفظ ثروتها و اموال عمومی دارد. شرایط و مقتضیات زمان و مکان عصر غیبت به تدریج فقها را بر آن داشت تا با استدلال به برخی ادله، به سوی تعدیل ماهیت حاکمیتی انفال گرایش پیدا کنند و قائل به شخصیانگاری تملک افراد جامعه در بهرهبری از انفال و اموال عمومی شوند و فتاوای آنان میل پیدا کند به اینکه برای تملک انفال در عصر غیبت، نیازی به اذن از فقیه جامع شرایط و حاکمیت اسلامی نیست. استمرار چنین روندی، اشکالات زیادی دارد و بدون توجه به نقش حکومتی و تمدنی فقه در زمان کنونی، پیامدهای نامطلوبی برای اجتماع ایجاد میشود و باعث از بین رفتن بسیاری از ثروتها و اموال عمومی، تخریب فزایندۀ محیط زیست و ایجاد اختلال در نظام اجتماعی میگردد.این نوشتار کوشیده است تا بر پایۀ اسناد به روش توصیفی و تحلیلی، متن ادلۀ گرایش فقها و مراجع به شخصیانگاری تملک انفال در عصر غیبت را تبیین و پیامدهای آن را بررسی کند و به استناد ادلهای مانند اصول مذهب، بنای عقلا، ماهیت انفال و احکام ثانوی، نظر مناسب با شرایط و اقتضائات عصر معاصر، یعنی مالکیت حاکمیتی انفال در عصر غیبت و ضرورت نیاز به اذن گرفتن از حاکمیت اسلامی و فقیه جامع شرایط در تملک انفال و اموال عمومی را همراه با مبانی و ادلۀ آن ارائه دهد.