روایتپردازیِ هویت سیاسی ـ اجتماعی ایران در منابع تاریخنگاری دورة قاجار (1210-1250 ق)
نویسندگان
1 استادیار تاریخ، پژوهشگاه علوم انسانی
doi
چکیده
چکیده محور تحلیل تاریخی نگارندة مقاله این است که هویت سیاسی ـ اجتماعی ایران در نیمة اول قرن نوزدهم چه ابعادی داشته و چگونه منابع تاریخنگاری در بازنمایی معانی و مفاهیم آن به ایفای نقش اجتماعی پرداختهاند. دستاورد بحث حاضر نشان میدهد که برخی معانی و مفاهیم هویتی در منابع تاریخنگاری، متأثر از وضعیت عصر تأسیس، درصدد جستوجو و کشف خاستگاه ایرانی در جغرافیای سرزمینی ایران برای قاجاریان، انتساب آنان به حکومتهای مختلف پیشینی، کاربست القاب شاهان ایران باستان برای حکام جدید و مواجهة نظامی ـ فکری ایران با دنیای بیرونی منجر به انتقال معانی جدید و مفاهیم هویتبخش از جمله ملت، دولت، کشور ایران، ایرانزمین، وطن، ایرانمدار و فرمانروای ایران شد که نوعی تأکید مورخان بر دالِ مرکزی مفهوم «ایرانِ سیاسی» در روایتپردازی از تاریخ به عنوان عاملِ هویتساز بودهاند. این مسئله در آثار تاریخنگارانة عصر تأسیس یعنی رستمالتواریخ، ملوک الکلام، شمایل خاقان، تاریخ جهانآرای مروزی و تاریخ محمدی به منزلة گفتمان مسلط هویتی منعکس شده است. روایت همزمان و متناقضِ «غیریتسازی ـ مرجعیتسازی» از مفهوم فرنگ توسط دنبلی و خاوری صورت گرفته، مفهوم شاهنشاه اسلام و اندیشة شاه نایب امام زمان و برگزیدة فقها از سوی خاوری شیرازی و پردازش تاریخ به زبان گروههای عوام در روایت رستمالحکماء در چهارچوب گفتمان هویت اجتماعی مطرح شده است.