بکارگیری روش های حذف فرضی و متعارف در سنجش ارزش افزوده در تجارت: نتایج یکسان یا متفاوت؟
نویسندگان
1 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات
2 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
3 دانشگاه فرهنگیان
4 دانشگاه شیراز
5 دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی
doi
10.22051/ieda.2023.45164.1376چکیده
دو روش حذف فرضی و متعارف مبنای سنجش ارزشافزوده در تجارت قرار میگیرد. اولی سه مرحله کلی دارد که در آن برابری واحد جمع سهم ارزشافزوده داخلی (DVA) و سهم تخصصگرایی عمودی (VS) نسبت به صادرات ناخالص را در سطح کلان اقتصادی تضمین میکند، ولی در سطح فعالیتهای اقتصادی ناتوان است. حال آنکه دومی هر دو را تضمین میکند. بعلاوه درحالیکه روش اول مورد توجه پژوهشگران در ایران قرار گرفته، روش دوم مغفول مانده است. براین اساس مقاله حاضر در صدد پر کردن این خلاء در قالب پرسش محوری زیر است: آیا بکارگیری دو روش یاد شده در سنجش ارزشافزوده در تجارت، نتایج یکسان یا متفاوت بدست میدهد؟ الگوی داده-ستانده در کنار آخرین جدول آماری تعدیل شده سال 1395، مبنای محاسبه قرار میگیرد. یافتههای کلی نشان میدهند که نخست نتایج کلان در هر دو روش یکسان است. دوم، نتایج دو روش در سطح فعالیتها متفاوت بوده بطوریکه در روش حذف فرضی سرجمع سهم DVA و VS در سطح فعالیت بزرگتر و یا کوچکتر از واحد است و بدین ترتیب مشکلات تفسیر نتایج و تحلیل سیاستی را دامن میزند، حال آنکه سهم مذکور در روش متعارف برابر با واحد است و در نتیجه تفسیر نتایج و تحلیل سیاستی از عملکرد فعالیتها را امکانپذیر مینماید