زیست‌ ـ قدرت در اندیشۀ سیاسیِ فوکو، آگامبن، و نگری: از جامعۀ انضباطی تا جامعۀ کنترلی جهانی

نویسندگان

1 عضوهیئت ‌علمی علوم سیاسی، شهید بهشتی

doi
چکیده

چکیده تحول مفاهیم سیاسی و اجتماعی تابعی از تحول فرماسیون یا وضعیت واقعیِ نیروهاست. بر این پایه، می‏توان این ایده‏ها را در دستگاه نظری میشل فوکو مطرح کرد: مفاهیم برساختۀ فوکو، با ورود جامعۀ سرمایه‌داری به عصر اطلاعات، دست‌خوش تحول شده است. زیست ـ قدرت، تقریباً، کلیدی‏ترین مفهومی است که با دگرگونی شرایط عینیِ اِعمال آن و با دگرگونیِ میدان واقعیت تولید سرمایه‏دارانه، از سوی طیف عمده‏ای از اندیشمندان، بازبینی و مجدداً شاکله‏بندی شده است. در این پژوهش، پس از مروری کوتاه بر پیشینۀ کاربرد مفاهیم زیست ـ قدرت و زیست ـ سیاست و معرفی دیدگاه‏های برخی از نظریه‏پردازان سنت انگلوامریکن، تلقی فوکو از این مفاهیم را مطالعه می‌کنیم. سپس، در بخش‏های دیگر این پژوهش، بر اساس اندیشه‏های جورجو آگامبن، آنتونیو نگری، و مایکل هارت، به بررسی گسست در سنت فوکویی مطالعات قدرت زیستی می‏‌پردازیم. در پایان، کاستی‏های اندیشۀ سیاسی و تاریخی فوکو را برمی‌شماریم و برای امکان یا امتناع کاربست روش‏شناسی‏ها و نظریه‌های وی در وضعیت استثناییِ پایدار یا وضعیت سرمایه‏داری اطلاعاتی واقعاً موجود ملاحظاتی را مطرح می‏کنیم.