قلمرو فقه و ماهیّت اِباحه، جستاری در قاعده ی «عدم خلوّ الواقعة عن الحکم»
نویسندگان
1 دانشیار گروه فقه دانشگاه علوم اسلامی رضوی
2 دانشجوی دکتری فقه جزایی دانشگاه علوم اسلامی رضوی
doi
10.30513/cjd.2021.1152.1226چکیده
مسئله قلمرو فقه با شبکهای وسیع از موضوعات ارتباط دارد که هر یک در ساحت خاص خود مطرح گردیده است. یکی از موضوعات مؤثر در حل این مسئله، تنقیح «ماهیت احکام» برای دسترسی به گسترۀ آن است. توضیح «ماهیت اباحه» و بیان اینکه اباحه عدمالحکم است یا حکم به جواز، در سرنوشت مسئله قلمرو فقه تأثیری جدی دارد؛ خصوصاً هنگامی که رابطه اباحه با قاعده «عدم خلوّ» به خوبی تصویر شود؛ قاعدهای پرتکرار ـ و به حسب ادعا مجمعٌعلیهـ در فقه و اصول شیعه، که مفادش چنین است: «هیچ واقعهای خالی از حکم شرعی نیست». شهید صدر برای اثبات آن، افزون بر ادلۀ نقلی (هیچ چیزی از حلال و حرام و آنچه مردمان به آن احتیاج دارند، نیست، مگر اینکه در کتاب یا سنت وجود دارد)، به دلیل عقلی (لطف) نیز تمسک جسته است. قاعده لطف گرچه تلقی به قبول شده و در مسائلی مانند جامعیت شریعت، رابطه فقه و قانون دارای تأثیری مهم بوده است، اما هنوز به درستی منقح نشده، تا جایی که موضع فقیهی همچون امام خمینی اغلب با استناد به برخی جملاتش، در غیابِ تحلیل مهم او از مفهوم اباحه و عدمالحکم جمعبندی شده است. مقاله حاضر با مراجعه به متون معتبر فقه و اصول شیعه، و روش اجتهادی، آراء مخالفان این قاعده مانند محقق نراقی، محقق خویی و امام خمینی را استقصا نموده و در نهایت، با دقت در فضای صدور روایات و مناقشه در دلیل عقلی لطف، برخی از ادلۀ مخالفان را دارای اتقان ارزیابی نموده است.