نقش منطق در تفسیر قرارداد
نویسندگان
1 دانشیار گروه حقوق خصوصی، دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری، تهران
2 کارشناس ارشد حقوق خصوصی، دانشگاه علوم قضایی و خدمات اداری، تهران
doi
10.30513/cjd.2021.651.1136چکیده
در راستای تبیین رابطۀ موجود میان منطق و تفسیر قرارداد، میتوان منطق را از دو نگاه خاص و عام مورد توجه قرار داد. ارتباط تفسیر با علم منطق به معنای خاص، به طور خلاصه در سه حیطۀ استدلالهای موجب تفسیر، پیمایش منطقی متن و استدلالهای محیط تفسیر منطقی قرارداد قابل بررسی است. در مرحله استدلالهای موجب تفسیر، باید به نقش ارادۀ طرفین قرارداد در استنتاج صحیح از مقدمات، توجهی ویژه داشت که در قالب لزوم احراز یکی از شروط انتاج قیاس منطقی، یعنی تکرار حد وسط در هر دو مقدمه جلوهگر خواهد بود. مرحله دوم از سیر تکاملی رابطۀ منطق و تفسیر را باید به بازخوانی منطقی متن قرارداد اختصاص داد که با بهرهگیری از ابزارهای مباحث الفاظ علم منطق و همچنین اصول عقلانی حاکم در معرفتشناسی منطقی صورت خواهد پذیرفت. مرحله نهایی از این فرایند تفسیری، مربوط به استدلالهای محیط تفسیر منطقی قرارداد یا استدلالهای منتج به حکم نهایی دادگاه است که به مباحث حجت علم منطق، یعنی استدلالهای قیاسی ارتباط ویژهای مییابد. در جنبه عام و عرفی تفسیر منطقی نیز هنجارهای اجتماعی و آرمانهای حقوقی چون اخلاق، عدالت و انصاف، به عنوان عواملی تعیینکننده در میزان قرابت دو مفهوم منطق و تفسیر مورد توجه است.