مطالعه تنوع مورفولوژیکی و فیتوشیمیایی شش گونه مرزه Satureja spp در استان آذربایجانشرقی
نویسندگان
1 استاد، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری، گروه اصلاح نباتات، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران
3 استاد، پردیس کشاورزی و منابع طبیعی دانشگاه تهران. پست الکترونیک: pomato1960@gmail.com
4 استاد پژوهش، موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور، سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، تهران
doi
10.22092/ijrfpbgr.2018.123216.1316چکیده
DOR: 98.1000/1735-0891.1398.27.253.54.2.1605.1610 مرزه (Satureja spp.) با داشتن ترکیباتی همانند تیمول و کارواکرول، جایگاه ویژهای در بین گیاهان دارویی دارد. در این پژوهش، نشاء 18 اکسشن از شش گونه مرزه در ایستگاه تیکمهداش آذربایجانشرقی در قالب طرح بلوکهای کامل تصادفی در سه تکرار کشت شدند. طی دو سال از صفات مورفولوژی و فیتوشیمیایی یادداشتبرداری شد. نتایج نشاندهنده تنوع بالای بین و درون گونهای بود. از بین گونهها، S. spicigera (اکسشن گنجه گیلان) با بالاترین عملکرد اسانس (4/20 کیلوگرم در هکتار) و S .sahendica(اکسشن زینجناب آذربایجانشرقی) با بیشترین درصد استقرار و کوتاهترین دوره گلدهی سازگارترین گونهها با بیشترین مقدار تیمول شناسایی شدند. مقدار تیمول با صفات وزن سرشاخه گلدار و سطح برگ همبستگی مثبت نشان داد. در تجزیه خوشهای، گونهها به سه گروه تقسیم شدند، S.bachtiarica از یزد در گروه یک، S. muticaاز خراسان شمالی در گروه دو و گونههای سازگار با آب و هوای آذربایجانشرقی (S.spicigera، S. sahendica، S. atropatanaو S. macrantha) در گروه سه قرار گرفتند. در تجزیه به مؤلفههای اصلی گزینش بر اساس مؤلفه اول منجر به انتخاب گونههایی با عملکرد اسانس بالا و گزینش براساس مؤلفه دوم منجر به انتخاب گونههایی با کیفیت اسانس بالا میشود. گروهبندی گونهها در نمودار بایپلات بر اساس مؤلفه اول و دوم با نتایج خوشهای و پراکنش جغرافیایی همخوانی قابل توجهی داشت. بر اساس نتایج برای مناطق سردسیر میتوان گونههای زودرس یا متوسطرس با نسبت برگ و گل به ساقه و سطح برگ بالا را انتخاب کرد و اجزای عملکرد را تا حدی بالا برد که موجب کاهش بازده اسانس نشود.