جایگاه مولفههای روانشناختی در سیاستگذاری پهلوی دوم در سیاست خارجی (1320-1357)
نویسندگان
1 عضو هیات علمی دانشگاه پیام نور، ایران، تهران
doi
10.30465/cps.2014.9608چکیده
در این مقاله برای دستیابی به نقش مولفههای روانشناختی در سیاستگذاری محدرضاشاه پهلوی دوم این سئوال مطرح میشود که این ویژگیهای روانی چگونه در تصمیمگیری شاه در سیاست خارجی تاثیرگذار بوده است. فرضیه تحقیق نشان میدهد که شیوه تربیتی مبتنی بر سختگیری رضاشاه باعث شکلگیری نوع خاصی از شخصیت در شاه بوده که به وابستگی در سیاست خارجی انجامیده است. نتایج تحقیق نشان میدهد که شاه به واسطه نوع خاصی از تربیت و سختگیری رضاشاه، به رؤسای جمهور آمریکا بهچشم پدر نگاه و در مواقع بحرانی تلاش میکرد تا از طریق آنها جایگاه خود را تثبیت نماید. روش جمعآوری دادهها در این پژوهش بهلحاظ ماهیت مطالب، گردآوری دادهها عمدتاً از طریق کتابخانهای و همچنین خاطرات کارگزاران سیاست خارجی و داخلی ایران در دوران مزبور وتحلیلگران سیاسی در دوران بعد خواهد بود.