سیاست خارجی ترکیه و بیداری اسلامی مطالعۀ موردی: تحولات مصر و تونس

نویسندگان

1 کارشناس‌ارشد‌روابط‌‌دانشگاه‌شهیدبهشتی

2 استادیارروابط‌بین‌الملل‌دانشگاه علامه

3 کارشناس‌ارشد دانشگاه علامه

doi
چکیده

چکیده تحولات موسوم به بیداری اسلامی در هزارۀ جدید از پردامنه‌ترین و ژرف‌ترین تحولات در ساختار سیاسی کشورهای منطقه به‌شمار می‌رود. این تحولات با اعتراض‌های مردمی علیه حکومت‌های خودکامه، به‌منظور دست‌یابی به دموکراسی و نفی سلطه و حاکمیت قانون و استبدادستیزی، از تونس آغاز گردید و سپس به کشورهای دیگر، ازجمله مصر و لیبی و یمن و بحرین، و سوریه رسید. این وضیعت در کشورهای تونس و مصر به سرنگونی حکومتِ بِن علی و حُسنی مبارک انجامید. در بحبوحۀ این تحولات قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای هر یک به فراخور حال خود تلاش کردند تا منافع خویش را تأمین کنند. از جملۀ این کشورها ترکیه، تحت رهبری حزب عدالت و توسعه، در جایگاه متحد غرب و الگوی این کشورها به زعم غربی‌هاست. هدف این مقاله بررسی و ارزیابی مواضع سیاست خارجی ترکیه با تأکید بر تحولات داخلی مصر و تونس است و برای تحقق این هدف، در این تحقیق، با استفاده از رویکرد نظری رئالیسم تهاجمی، سعی در اثبات این فرضیه داریم که سیاست خارجی فعال ترکیه، در تحولات اخیرِ مصر و تونس، به دنبال افزایش قدرت و نفوذ خود در منطقه، به‌منظور افزایش ضریب امنیتی و کاهش تهدیدات از سوی رقبای منطقه‌ای و بین‌المللی و کنترل بازیگرانی چون جمهوری اسلامی ایران و عربستان و کسب منافع سیاسی و اقتصادی بیش‌تر و پیشی‌گرفتن از رقبای منطقه‌ای است.